#سناریو

#سناریو


وقتی میبینن داری برای اینکه تو مبارزه هاپکیدو انتخاب نشدی اونم بخاطر یه دختره احمق بی..... گریه میکنی (دختره کمربندش قرمزه و مامانشم مشکی خواهرشم قرمز )
(نکته:واقعیت داره برای خودم این اتفاق افتاده )


نامجون: ات عزیزم لطفا ناراحت نباش ببین هنوزم فرصت داری برای ادامه خب؟ تو که تا اینجا اومدی چرا پس بقیشو ادامه ندی؟ همونطور که زندگی ادامه داره توام میتونی ازین فرصتا برای جبرانش استفاده کنی



ـ

جین: ببین اگه انتخاب میشدی حاضر بودی منو تنها بزاری همینطور این کیمبابای خوشمزه رو؟




شوگا: بیب بسه دیگه گریه نکن ببین اگه میرفتی من شب چطوری بدون تو میخوابیدم




جیهوپ: اومد و محکم بغلت کرد
چاگیا تو الان یه هفتس که فراموش نکردی لطفا دیگه این مرواریدارو هدر نده


جیمین: مگه بهت نگفته بودم اشکای خوشگلتو برای اون دختره هدر نده الان یه هفته گذشته





تهیونگ: گرلم لطفا دیگه ناراحت نباش بعدشم مگه نگفتی دوستت تلافی کرد ها؟ پس الان اونم ناراحته از اینکه نتونسته با یه کمربند سبز مبارزه کنه




کوک: وای چاگیا لطفا فراموشش کن یه پیشنهادی دارم برات
_چی(اشک)
+اومد اشکاتو پاک کرد و گف
میگم میخوای تکواندو کار کنی مثل قبلا به نظرم هیچوقت نباید تکواندو رو ول میکردی الانم میتونی برگردی و خودم بهت اموزش بدم ها؟ چطوره
_جونگ کوک....... بغلش کردی و گفتی
اره کوک اره مرسی که همیشه تنهام نمیزاری خیلی دوست دارم
+منم چاگیا
دیدگاه ها (۲)

the first lie

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

کانال سلامتی وسبک زندگی:یه خبر خوب برای شهریوری‌ها! اگه مدت‌...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

پارت ۴۲

Do I love him, or do I hate him?p¹⁹دختر یه جوری پرید بغل جون...

P10 .MY GOOD MISTAKE.

پارت ۲۳

چند پارتی درخواستی

بخش آخر part 62آلینا اول بلند شد بعدم تهیونگ بلند شد و رفتن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط