Do I love him, or do I hate him?
Do I love him, or do I hate him?
p¹⁹
دختر یه جوری پرید بغل جونگوک انگار مال خودشه و جونگوک دختره رو از خودش جدا کرد
_بار آخرت باشه بهم میچسبی
دختره:وایی کوکی همیشه اینو میگی
دختره بهم نگاهی کرد
دختر:کوکی جونم این دختره کیه؟
_اولا بهم نگو کوکی دوما این تمام زندگیمه
انگار رو سر دختره یه کوه آب یخ ریختن هه کوکی فقط مال منه یهو بابای دختره اومد
یعنی چکاره کوکه؟
پیر مرده:سلام جونگوک
_سلام عمو
پس عموشه اها
ع.ک:شنیدم برای گرفتن سهام باید ازدواج کنی منم با اریکا اومدم میدونم از هانیا خوشت نمیاد
پس گفتم دخترم انتخواب..
قبل کامل شدن حرف عموی کوک. کوک با بلند ترین صدا قهقه زد
_وایی الان از خنده میمیرم عمو من زن دارم چشماتو باز کن
نگاه عموی کوک انگار خوشحال شد
ع.ک:خوبه امید وارم خوشبخت بشین پس دو روز دیگه مهمونی قبول شدن سهامت رو میگیریم
اریکا:اههه....بابایی یعنی چی که کوکی بره با اون دختره هر...
قبل از اینکه حرفشو بگه...
_اریکا حرفو دهنتو بفهم
ع.ک:اریکا من گفتم شاید بتونی به جونگوک توی یه ازدواج فرمالیته کمک کنی ولی جونگوک زن داره پس برو بیرون
اریکا رفت بعد از کلی برنامه ریزی برای مهمونی قبول شدن سهام جونگوک عموی کوک رفت
+کوک
_جانم
+من دیگه نمیتونم
_چیو...نمیتونی
+صبر کنم تا واسم شیر کاکائو
کوک نفس آسوده ای کشید
_پاشو بریم بخریم
p¹⁹
دختر یه جوری پرید بغل جونگوک انگار مال خودشه و جونگوک دختره رو از خودش جدا کرد
_بار آخرت باشه بهم میچسبی
دختره:وایی کوکی همیشه اینو میگی
دختره بهم نگاهی کرد
دختر:کوکی جونم این دختره کیه؟
_اولا بهم نگو کوکی دوما این تمام زندگیمه
انگار رو سر دختره یه کوه آب یخ ریختن هه کوکی فقط مال منه یهو بابای دختره اومد
یعنی چکاره کوکه؟
پیر مرده:سلام جونگوک
_سلام عمو
پس عموشه اها
ع.ک:شنیدم برای گرفتن سهام باید ازدواج کنی منم با اریکا اومدم میدونم از هانیا خوشت نمیاد
پس گفتم دخترم انتخواب..
قبل کامل شدن حرف عموی کوک. کوک با بلند ترین صدا قهقه زد
_وایی الان از خنده میمیرم عمو من زن دارم چشماتو باز کن
نگاه عموی کوک انگار خوشحال شد
ع.ک:خوبه امید وارم خوشبخت بشین پس دو روز دیگه مهمونی قبول شدن سهامت رو میگیریم
اریکا:اههه....بابایی یعنی چی که کوکی بره با اون دختره هر...
قبل از اینکه حرفشو بگه...
_اریکا حرفو دهنتو بفهم
ع.ک:اریکا من گفتم شاید بتونی به جونگوک توی یه ازدواج فرمالیته کمک کنی ولی جونگوک زن داره پس برو بیرون
اریکا رفت بعد از کلی برنامه ریزی برای مهمونی قبول شدن سهام جونگوک عموی کوک رفت
+کوک
_جانم
+من دیگه نمیتونم
_چیو...نمیتونی
+صبر کنم تا واسم شیر کاکائو
کوک نفس آسوده ای کشید
_پاشو بریم بخریم
- ۵۹۲
- ۰۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط