{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردم

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردم
من از اعماق گم نامی...........من از گودال ناکامی
من از بن بست هر تصمیم............پر از زخمهای بی ترمیم
به دشواری شروع کردم...........به دشواری طلوع کردم
هزار مانع،هزار دیوار.........هزار چاه کن به اسم یار
هزار شب ترس تیر خوردن........به دست نارفیق مردن
من از وحشت شروع کردم........پر از تردید طلوع کردم...
دیدگاه ها (۴)

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

چند پارتی بازی ممنوع

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردممن از ا...

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردممن از ا...

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردممن از ا...

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردممن از ا...

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردممن از ا...

دل تنگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط