{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردم

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردم
من از اعماق گم نامی...........من از گودال ناکامی
من از بن بست هر تصمیم............پر از زخمهای بی ترمیم
به دشواری شروع کردم...........به دشواری طلوع کردم
هزار مانع،هزار دیوار.........هزار چاه کن به اسم یار
هزار شب ترس تیر خوردن........به دست نارفیق مردن
من از وحشت شروع کردم........پر از تردید طلوع کردم...
دیدگاه ها (۴)

درد را باید همین جا نگه داشت ،همین جا کنج همین دل که امن است...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺳــــﻼﻡ؛ ﻣﺎ ﺑﯿـــــﺪﺍﺭ ﺷﺪﯾﻢ؛ﺳﺮﺣﺎﻟﯿﻢ؛ ﺍﻣﯿــﺪ ...

بزن ﺑﺎﺭﺍﻥﻫﻮﺍ ﺍﺑﺮﯾﺴﺖﻧﻔﺲ ﺑﺎﻻ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪﺑﺰﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﻦ ﺗﻦ ﺭﻧﺠﻮﺭ...

سلام صبحتون بخیر و شادکامیمتن فوووق العاده مثبت وپر انرژیبرا...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۲۸ سکوت اتاق جلسه با...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردممن از ا...

〰من از پایان شروع کردممن از مغرب طلوع کردممن از اعماق گم نام...

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردممن از ا...

من از پایان شروع کردم............من از مغرب طلوع کردممن از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط