{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو آرام آمدی.

تو آرام آمدی.
نرم و بی صدا
مثل قطره ای باران بر قلبم چکیدی..
به سان برف آرام آرام در من ذوب شدی..
تکه ای از وجودم شدی..
در این سنگستان
نمی دانم تو را چه بنامم..
تو که آمدی آرام شدم.
چیزی در درونم خواند
زمزمه کرد....
این آغاز دوست داشتن است!!!!.....
دیدگاه ها (۳)

کو دل که آنچه دلش میخوانند یه قطره خون است و هزار اندیشه ….

اون نگاهی که گوشه اش یه قطره اشک برق میزنهبه اندازه ی تموم ح...

چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..یکی که بهش اعتماد دار...

غربت آن نیست که تنها باشی ، فارغ از فتنه فردا باشی ، غربت آن...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

وقتی لب تو خنده زد

اوه، اوه، قلب عزیز من،این دوری سخته؟اوه، اوه، قلب عزیز من،بگ...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

عاشقانه های شبنم

میناب ۱۶۸اوایل جنگ از هر صدا قلبم از سینه بیرون میزد و از شد...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

عروسک من😈🔞پارت ششم نیکولای ولکوف دختر ها تعظیم کردن و بعد رف...

موضوع وقتی اسمشون رو تتو میزنی در حالی که داشتی لباس عوض می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط