{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبهای تارت مال من ، مهتابِ جانم مال تو

شبهای تارت مال من ، مهتابِ جانم مال تو
دلشورگی ها مال من ، روح و روانم مال تو
بی تابِ دیدار توأم،هر لحظه و هر ثانیه
یک شب دو چشمت مال من ، کل جهانم مال تو
مهر تو در جان و دلم سخت آشیانه کرده است
آوارگی ها مال من ، این آشیانم مال تو
در فصلِ بی برگی و آه ، در پیچ وتاب زندگی
دردِ زمستان مال من ، شورِ خزانم مال تو
در کنج این شب‌های تار ، در قصّهٔ دلدادگی
ماهِ نگاهت مال من ، هفت آسمانم مال تو
شبهای شعرم با تو و هر روزِ من بی تو گذشت
زخمِ غزل ها مال من ، شعر و بیانم مال تو
دیدگاه ها (۷)

تا بغض میگیرد گلوی نیمه جانم راپر میکند گنجشک زخمی آشیانم  ر...

چند وقتی‌ست ڪه #آرامشِ جانم شده‌ایشوقِ رقصیدنِ نبض و ضربانم ...

...مهـتاب شبـم عــطر نگـاهـت دل من بردمن در طلب بوسه‌ ز شـوق...

تقدیم به روح پدرم و تمام پدران رفته از این دیار ( شعر از خود...

یک شب بگیر از من امانم رابا بوسه بشکن استخوانم راوقتی که در ...

امید باراننیمه شب، من با تو و مهتاب ، یعنی ممکن استدر میان د...

نیمه شب من با تو و مهتاب یعنی ممکن استدر میان دشت، در یک قاب...

یک شب بگیر از من امانم رابا بوسه بشکن استخوانم راوقتی که در ...

یک شب بگیر از من امانم رابا بوسه بشکن استخوانم راوقتی که در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط