فیک تهیونگ
𝒯𝒽𝑒 𝓉𝒶𝓉𝓉𝑜 𝑜𝒻 𝒶 𝓅𝓈𝓎𝒸𝒽𝑜⁷
سریع ازش فاصله گرفتم تو چشاش نگاه کردم.
*: میشه اینطوری صدام نکنی? همینطوری پشتسرم حرف میزنن بهاندازه کافی!
بعد از این حرفم به سمت کلاس قدم برداشتم. دایون و چو هم پشت سرم دوییدن.
بدبختی کلاسمونم یکیه.
「فلشبک به روز قبل "ساعت¹²:²⁰"- هلدینگ کنگنام」
_: واییییی جونگکوکی یه راهی بذار جلو پام!
همونطور که داشت به برگه های روبهروش نگاه میکرد جواب داد.
Jk: من چمیدونم .. اییی خدالعنتت کنه جونوودیروز همه اینا ریختی بهم!
با حرف جونگکوک پرید هوا.
Jk: چته?!
_: وایی جیکی یادته یه بار گفتی جونوو توی مدرسشون یه دختر به اسم کیم جینا میشناسه. بعد فهمیدیم همون خواهر اتس!!
Jk: نگو که میخوای!
_: چرا دقیقا همونو میخوام! تورو خدا قبول کننن!
Jk: یا ته! جونوو کلا ¹⁷ سالشه پاشو به این قضایا باز نکن!
_: خفهشو کوکی جونم. من که میدونم داداشتم یه هول مث خودته! بعدشم کدوم قضایا? بحث داداشت با خواهرش کلا سواس!
Jk: اولا خودت خفهشو عزیزم! بعدشم اصلا به من چه! برو با خودش حرف بزن!
_: خو الان کجاس?
Jk: هنوز مدرسس .. یکی دوساعت دیگه تعطیل میشه میاد اینجا.
لم داد و با خوشحالی داد زد.
_: یوهووو!
Jk: هعیی ... هیونگ تو هیچوقت آدم نمیشی!
Jk: ....
_: .....
^: چرا اونطوری بم زول زدین?
_: تو کیم جینا رو میشناسی?
^: تو از کجا میشناسیش?
_: جواب منو بده بچه!
^: آره خب همکلاسیمه.
_: رابطت باهاش چطوریه?
^: خو کاری به کار هم نداریم اگه بچهها کمتر برامون شایعه بسازن.
_: چقدر میشناسیش?
^: عا خب خیلی دختر درسخون و مهربونیه، نود درصد بچهها مدرسه دوسش دارن. نصف بچهها هم روش کراشن. خیلی کوچولوموچولوعه و خیلی خیلی خجالتی. ولی واقعام خیلی کیوت و خوشگله. ولی تایپ من نیس.
Jk: تایپمایپو ول کن. اطلاعاتتو فقط. بگو ببینم! رل داره?
^: نهبابا از اینکارا اصلا خوشش نمیاد. بچهها براش شایعه درست میکنن میگه من کلا از پسرا یا اینکه با کسی شیپم کنن خوشم نیاد و این حرفا.
_: سخت شد این زیادی دختره خوبیه. ولی تو از پسش برمیای.
سریع ازش فاصله گرفتم تو چشاش نگاه کردم.
*: میشه اینطوری صدام نکنی? همینطوری پشتسرم حرف میزنن بهاندازه کافی!
بعد از این حرفم به سمت کلاس قدم برداشتم. دایون و چو هم پشت سرم دوییدن.
بدبختی کلاسمونم یکیه.
「فلشبک به روز قبل "ساعت¹²:²⁰"- هلدینگ کنگنام」
_: واییییی جونگکوکی یه راهی بذار جلو پام!
همونطور که داشت به برگه های روبهروش نگاه میکرد جواب داد.
Jk: من چمیدونم .. اییی خدالعنتت کنه جونوودیروز همه اینا ریختی بهم!
با حرف جونگکوک پرید هوا.
Jk: چته?!
_: وایی جیکی یادته یه بار گفتی جونوو توی مدرسشون یه دختر به اسم کیم جینا میشناسه. بعد فهمیدیم همون خواهر اتس!!
Jk: نگو که میخوای!
_: چرا دقیقا همونو میخوام! تورو خدا قبول کننن!
Jk: یا ته! جونوو کلا ¹⁷ سالشه پاشو به این قضایا باز نکن!
_: خفهشو کوکی جونم. من که میدونم داداشتم یه هول مث خودته! بعدشم کدوم قضایا? بحث داداشت با خواهرش کلا سواس!
Jk: اولا خودت خفهشو عزیزم! بعدشم اصلا به من چه! برو با خودش حرف بزن!
_: خو الان کجاس?
Jk: هنوز مدرسس .. یکی دوساعت دیگه تعطیل میشه میاد اینجا.
لم داد و با خوشحالی داد زد.
_: یوهووو!
Jk: هعیی ... هیونگ تو هیچوقت آدم نمیشی!
Jk: ....
_: .....
^: چرا اونطوری بم زول زدین?
_: تو کیم جینا رو میشناسی?
^: تو از کجا میشناسیش?
_: جواب منو بده بچه!
^: آره خب همکلاسیمه.
_: رابطت باهاش چطوریه?
^: خو کاری به کار هم نداریم اگه بچهها کمتر برامون شایعه بسازن.
_: چقدر میشناسیش?
^: عا خب خیلی دختر درسخون و مهربونیه، نود درصد بچهها مدرسه دوسش دارن. نصف بچهها هم روش کراشن. خیلی کوچولوموچولوعه و خیلی خیلی خجالتی. ولی واقعام خیلی کیوت و خوشگله. ولی تایپ من نیس.
Jk: تایپمایپو ول کن. اطلاعاتتو فقط. بگو ببینم! رل داره?
^: نهبابا از اینکارا اصلا خوشش نمیاد. بچهها براش شایعه درست میکنن میگه من کلا از پسرا یا اینکه با کسی شیپم کنن خوشم نیاد و این حرفا.
_: سخت شد این زیادی دختره خوبیه. ولی تو از پسش برمیای.
- ۱۵.۵k
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط