{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مایه اصل و نسب گویا در این دنیا زر است

مایه اصل و نسب گویا در این دنیا زر است



میخورد خون جگر چیزی که صاحب جوهر است



مرد را جوهر بکار آید نه خنجر در میان



ور نه پر ماکیان هر یک به تیزی خنجر است



نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست



روی دریا خس گرفته قعر دریا گوهر است



دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست



جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است



شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند



پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است



کره اسب از نجابت در پی مادر رود



کره خر از خریت پیش پای مادر است



آهن و فولاد از یک کوره میایند برون



آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است



ناکسی گر بر سمند تیزرو گردد سوار



بر بجول ماند که زیرش اسب و بالایش خر است



سعدیا چون بنگری دنیای فانی بگذرد



چشم تا بر همزنی خشت لحد زیر سر است.
دیدگاه ها (۱)

یا رب مکن از لطف پریشان ما را هر چند که هست جرم و عصیان ما ...

کاش هیچگاه آرزو نمیکردم که کفشهای پدر و مادرم اندازه من شود....

آلودۀ دنیا جگرش ریش تر است آسوده تر است هر که که درویش تر ا...

سوختم در آتش جور و فراق / جان نیاسود از لهیب اشتیاق سوز دل ...

بابام این شعرو همیشه میخونه و منم خیلی دوستش دارم...دود اگر ...

مایه اصــــل و نسب در گردش دوران زر است هر کسی صاحب زر است ا...

مایه ی اصل و نسب در گردش دوران زر است،دائما خون می خورد تیغی...

مایه‏ ی اصل و نسب در گردش دوران زر است متصّل خون می ‏خورد تی...

مایه اصــــل و نسب در گــــردش دوران زر استهر کسی صاحب زر اس...

مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است  دائمآ خون میخورد تی...

مایه اصل ونسب درگردش دوران زر استداعما خون میخورد تیغی که صا...

مایه اصـل و نسب در گردش دوران زر است هر كسی صاحب زر است او ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط