{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مایه ی اصل و نسب در گردش دوران زر است،

مایه ی اصل و نسب در گردش دوران زر است،
دائما خون می خورد تیغی که صاحب جوهر است،
کره ی اسب از نجابت در تعاقب می رود،
کره ی خر از خریت پیش روی مادر است،
شست و شاهد هر دو دعوی بزرگی می کنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است؟
دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست،
جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است،
آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون،

آن یکی شمشیر تیز و این یکی نعل خر است،
گر ببینی ناکسان بالا نشینند عیب نیست،
روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است!
«صائب تبریزی»
دیدگاه ها (۴)

اگر حس روییدن در تو باشد،حتی در کویر هم رشد خواهی کرد!

راهِ مرا اشاره شو من به کجا رسیده ام؟ هرچه...

هر که ما را یاد کرد، ایزد مراو را یار باد،هر که مار خوارکرد،...

بیا تا بر آریم دستی ز دل،که بتوان بر آورد فردا زِ گِل!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط