روز ِ پنجشنبه دوباره وعده ی ِ دیدن ِ یاره

روز ِ پنجشنبه دوباره وعده ی ِ دیدن ِ یاره
روی ِ سنگ ِ سردی از قبر
میریزه اشکای ِ.خسته ام
تا که قاصدک دوباره خبری ازت بیاره
با یه دسته گل ِ ارزون
پیشتم من زیر ِ بارون
دیدگاه ها (۱۴)

سناریو

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

#Escape_from_death_April29 #part5به عکسی که به سنگ قبر تکیه ...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده امروز سالگرد رل تو و ...

پارت ۹

**پارت ۳۲**جونگکوک همون‌طور که مچ‌هام رو بالای سرم قفل کرده ...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط