🌹خلاصه زندگینامه امام حسن مجتبی(ع) _ بخش پنجم...🌹

🌹خلاصه زندگینامه امام حسن مجتبی(ع) _ بخش پنجم...🌹

* آغاز کارشکنی های معاویه:

امام (ع) كارها را نظم داد و والیانى براى شهرها تعیین فرمود و انتظام امور را بدست گرفت. امّا زمانى نگذشت كه مردم چون امام حسن (ع) را مانند پدرش در اجراى عدالت و احكام و حدود اسلامى قاطع دیدند، عده زیادى از افراد با نفوذ به توطئه هاى پنهانى دست زدند و حتى در نهان به معاویه نامه نوشتند و او را به حركت به سوى كوفه تحریك نمودند و ضمانت كردند كه هرگاه سپاه او به اردوگاه حسن بن على (ع) نزدیك شود، حسن را دست بسته تسلیم او كنند یا ناگهان او را بكشند.خوارج نیز به خاطر وحدت نظرى كه در دشمنى با حكومت هاشمى داشتند در این توطئه ها با آنها همكارى كردند.

در برابر این عده منافق، شیعیان على (ع) و جمعى از مهاجر و انصار بودند كه به كوفه آمده و در آنجا سكونت اختیار كرده بودند. این بزرگمردان مراتب اخلاص و صمیمیت خود را در همه مراحل ثابت كردند. امام حسن (ع) وقتى طغیان و عصیان معاویه را در برابر خود دید با نامه هایى او را به اطاعت و عدم توطئه و خونریزى فرا خواند ولى معاویه در جواب امام (ع) تنها به این امر استدلال مى كرد كه من در حكومت از تو با سابقه تر و در این امر آزموده تر و به سال از تو بزرگترم همین و دیگر هیچ.

امام حسن (ع) در مسجد جامع كوفه سخن گفت و سپاهیان را به عزیمت به سوى (نخیله) تحریض فرمود. عدى بن حاتم نخستین كسى بود كه پاى در ركاب نهاد و فرمان امام را اطاعت كرد. بسیارى كسان دیگر نیز از او پیروى كردند
دیدگاه ها (۰)

آیت‌الله عابدینی: تصویر نکنیم خیانت به امام حسن مجتبی(ع) دیگ...

📚به همت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی و انتشارات بوستان ک...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :سالروز میلاد سید الکریم، حض...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :2- جریان انحرافی دوم، ...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی: تعصب و لجاجت می‌تواند مانع پذیرش حق شود

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط