ادامهpart14

ادامهpart14

ا.ت: اه ...مامانم اروم باش بزار فیلممو ببینم

یونگی: خوبی؟

ا.ت: اره فقط ابن کوچولو دار۶ شیطونی میکنه ببین دستشو گرفتم گذاشتم اونجایی که لگد میزد

یونگی: الاهی ننه داره لگد میزنه

ا.ت: اوم ف...فک.فکر کنم به باباش واکنش نشون داده باشه به صورت شوگا نگاه کردم اونم به من

یونگی: (لبخند)اوم.. فکر کنم هنوزم تکون خوردنشو حس میکنم

ا.ت: اوم داره جوری تکون میخوره که دردم میاد اه بس کن دبگه

یونگی: میگم ما واسه کوچولومون اسم انتخواب نکردیم نه

ا.ت: اوممم اره انتخواب نکردیم خوب تو چه اسمی رو دوست داری

یونگی: امم من اسم سوا رو خیلی دوست دارم

ا.ت: اع منم

یونگی: ی خنده لثه ای زدمو گفتم پس اسمششد سوا .....
دیدگاه ها (۰)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

سناریو باچیرا پارت ۱

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

قسمت چهارده

فاصله یک لبخند تا جنون

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط