منو یادت میاد؟p2
ویو ونوس:
انگاری یه سطل یخ ریخته بودن روم نتونستم خودمو کنترل کنم عصبانی برگشتم گفتم...
ونوس:پس چرا نگفتی
جی ووک:چون نپرسیدی
ونوس:واقن خیلی مزخرفی اگه اشتباه باشه روزگارتو سیاه میکنم براچی این کارو کردی؟
جی ووک:حتما فیلم جوکرو دیدی اونجا رو یادته که جوکر گفت ما بتمنو میکشیم بعد بهش گفتن اگه انقد سادست چرا تاحالا نکشتیش اونم برگشت گفت اگه تـو یه کاری واقعا مهارت داری، هیچوقت مفت انجامش نده!
میدونی من مجانی محبت نمیکنم
ونوس:نه بابا(با پوزخند)سینما زیاد میری ها یه دوتا مشت بکوب دیالوگات طبیعی تر شن زودباش قهومو پس بده
جی ووک:عه من که خوردمش(با خنده)
ونوس:نوش جونت(با خنده و کاملا خونسرد)
اینو گفت و با قدمای محکم رفت
ونوس:بچه ها مثل اینکه یکی از پسرا خیلی شور شده میخواین یکم از نمکش کم کنیم؟
هایکا:اتفاقا دلم یه دعوای درس درمون میخاد
یونا:به شرطی که بعدش یه سوجو بزنیم در رگ
ونوس و هایکا(باهم):قبوله
ویو ونوس:دیگه هوا داشت روبه تاریکی میرفت که زنگ خورد ما سه تا بدو بدو از کلاس و مدرسه رفتیم بیرون توی یه جای مترک آخه یه قرار گروهی از پیش تعیین شده بود داشتیم با سنگ ریزه ها ور میرفتیم که تهیونگ
و دارو دستش پیداشون شد هرچی آدم شر بود با خودش آورده بود
اومد روبروم وایساد گفت:
جی ووک:واقعا زده به سرت ت دختری فوتت کنم افتادی
اونوس:میدنی کی دخترو آفردید؟اهاا خدا بود
حقه که بهش میگن خدا چون خیلی نابغس
جی ووک:ببینیمو تعریف کنیم با بد کسی در افتادی سرکار خانم
--------------------------------------------------------------------------------------------------
کی قراره از این دعوا جون سالم ب در ببره؟
#رمان
#bts
انگاری یه سطل یخ ریخته بودن روم نتونستم خودمو کنترل کنم عصبانی برگشتم گفتم...
ونوس:پس چرا نگفتی
جی ووک:چون نپرسیدی
ونوس:واقن خیلی مزخرفی اگه اشتباه باشه روزگارتو سیاه میکنم براچی این کارو کردی؟
جی ووک:حتما فیلم جوکرو دیدی اونجا رو یادته که جوکر گفت ما بتمنو میکشیم بعد بهش گفتن اگه انقد سادست چرا تاحالا نکشتیش اونم برگشت گفت اگه تـو یه کاری واقعا مهارت داری، هیچوقت مفت انجامش نده!
میدونی من مجانی محبت نمیکنم
ونوس:نه بابا(با پوزخند)سینما زیاد میری ها یه دوتا مشت بکوب دیالوگات طبیعی تر شن زودباش قهومو پس بده
جی ووک:عه من که خوردمش(با خنده)
ونوس:نوش جونت(با خنده و کاملا خونسرد)
اینو گفت و با قدمای محکم رفت
ونوس:بچه ها مثل اینکه یکی از پسرا خیلی شور شده میخواین یکم از نمکش کم کنیم؟
هایکا:اتفاقا دلم یه دعوای درس درمون میخاد
یونا:به شرطی که بعدش یه سوجو بزنیم در رگ
ونوس و هایکا(باهم):قبوله
ویو ونوس:دیگه هوا داشت روبه تاریکی میرفت که زنگ خورد ما سه تا بدو بدو از کلاس و مدرسه رفتیم بیرون توی یه جای مترک آخه یه قرار گروهی از پیش تعیین شده بود داشتیم با سنگ ریزه ها ور میرفتیم که تهیونگ
و دارو دستش پیداشون شد هرچی آدم شر بود با خودش آورده بود
اومد روبروم وایساد گفت:
جی ووک:واقعا زده به سرت ت دختری فوتت کنم افتادی
اونوس:میدنی کی دخترو آفردید؟اهاا خدا بود
حقه که بهش میگن خدا چون خیلی نابغس
جی ووک:ببینیمو تعریف کنیم با بد کسی در افتادی سرکار خانم
--------------------------------------------------------------------------------------------------
کی قراره از این دعوا جون سالم ب در ببره؟
#رمان
#bts
- ۲.۸k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط