انتخاب من

پارت۲
یکی اومد سمت میزم
دستشو دراز کرد
می یونگ:سلام من می یونگم
یه لبخند زدم
دستشو گرفتم
ا.ت:سلام منم ا.تم
می یونگ:میتونیم باهم دوست شیم؟
ا.ت: اوهوم
می یونگ: بریم کافه؟
ا.ت:البته
وسایلمو جمع کردمو تو کیفم گذاشتم
ا.ت: بریم؟
می یونگ:اوهوم
باهم رفتیم کافه
دوتا قهوه سفارش دادیمو نشستیم رو صندلی
ا.ت: توهم تازه به این مدرسه اومدی؟
می یونگ:نه من دوساله تو این مدرسه ام
ا.ت: پس حتما بچه های این مدرسه رو خوب میشناسی
می یونگ: اگه منظورت یونگیه اره ماه بهش میگیم شوگا
ا.ت:اها
می یونگ: اون سه ساله توی این پایه درس میخونه ولی همش رد میشه کارش فقط تو بسکتبالو قلدری خوبه
ا.ت:پس قلدره
می یونگ: اوهوم رقابت باهاش خیلی سخته
ا.ت:فکر نکنم
یهو یکی بدو بدو اومد سمت میز ما
نفس نفس میزد
_ دانش اموز شیانگ ا‌ت ماشینت
از جام بلند شدم
ا.ت:چی؟
بدو بدو به سمت پارکینگ رفتم
یک نفر زده بود ماشینمو داغون کرده بود شیشه هاشو شکونه بود
ا.ت: م.ماشینم
ا.ت:کی اینکارو با ماشینم کرده*داد
شوگا:گفتم با بد کسی در افتادی
پس کاره خودش بود
ا.ت:نه اینجور نیست تو با بد کسی در افتادی
جی هوپ:حواست باش...
شوگا:ولش کن جی هوپ میخواد مثلا چیکار کنه
ا.ت:میبینیم
شوگا:بچرخ تا بچرخیم
بدو بدو رفتم سمت توالت صورتمو یه اب زدم
کور خونده بخواد از دستم در بره
زنگ کلاس خورد*
ا.ت:می یونگ تو برو من بعدا میام
می یونگ:دیر نکنی
ا.ت:باشه
ویو شوگا
سر کلاس بودیم
ا.ت اینجا نبود میخواد چیکار کنه؟
یکی از بوه های کلاس اجازه گرفت بره دستشویی
بعد چند مین در باز شد
× شوگا اون ماشینه تو بود فکر کنم صورتی شده
چی شده؟صورتی؟
بدو بدو رفتم سمت پارکینگ همه جمع شده بودن
جمعیتو کنار زدم
چیزی که با چشام میدیدم باور نمیکردم
(گایز چیزی که داشت میدید این بود ا.ت داشت با اسپری ماشینشو صورتی میکرد تو فیک ننوشتم چون بنظرم مسخره میشد)
ا.ت:اوه اومدی؟گفتم یه تنوعی به ماشینت بدم پرنسس(ادای پرنسسارو دراورد وقتی احترام میزارن)
چیو ا.ت
شوگا همینجوری با عصبانیت نگاه میکرد
مدیر:اینجا چه خبره...
دیدگاه ها (۱)

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

سناریو سانزو پارت 1

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط