{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی عطرش آمد و حیران شدم،اینجا نبود

بوی عطرش آمد و حیران شدم،اینجا نبود
تا بگویم حرف هایم را به او، اما نبود
.
روی زیبایش رقابت می کند با قرص ماه
رو به روی دلبر من هیچکس زیبا نبود!
.
با تمام روح و جانم عاشقش بودم ولی
لحظه ای از عمر خود را یاد من حتی نبود
.
با نگاهم بارها گفتم به او "عاشق شدم"
در نگاه او ولی این حرف ها پیدا نبود

وقت رفتن دیدم او را،قلبم از دنیا گرفت
حیف از تنهایی
من!حیف! او تنها نبود.
دیدگاه ها (۴)

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ¹⁰برای راحت ساختن خی...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

فاصله یک لبخند تا جنون

Hiاومدم با یه تکپارتیبا کمی کمک از هوش مصنوعی امیدوارم خوشتو...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁸ویو جیهوپنور چراغ‌های ز...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط