در مراسمی که برای خانواده‌ی شهدا تدارک دیده بودند، خدمت س

در مراسمی که برای خانواده‌ی شهدا تدارک دیده بودند، خدمت سردار سلیمانی رسیدم. او رو کرد به خانواده‌ها، و گفت: از همه‌ی خانواده‌ها تقاضا دارم دو دقیقه سقف را نگاه کنند. از این جمله‌ی ایشان، همه تعجب کردند. کم ‌کم گردن‌ها خسته شد و حوصله‌ها داشت سر می‌رفت. همان موقع، ایشان پرسید: خسته شدید؟ اما بدانید برخی از رزمندگان ما، بیش از ۳۰ سال است که به علت مجروحیت فقط می‌توانند سقف را نگاه کنند؛ در حالی ‌که ما دو دقیقه را هم نمی‌توانیم تحمل کنیم.
دیدگاه ها (۱)

فرمانده نیروی هوافضا سپاه: پرستاران در سخت‌ترین لحظات جنگ ما...

فرمانده نیروی هوافضا سپاه: پرستاران در سخت‌ترین لحظات جنگ ما...

فرمانده نیروی هوافضا سپاه: پرستاران در سخت‌ترین لحظات جنگ ما...

«رایحه پنهان»فردای آن روز | ۶:۰۴ صبحتق... تق... تق...صدای کو...

تک پارتی

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 12 +بله؟∆ببخشید.. مادرتو...

همه برای چند دقیقه‌ای، در همان وضعیتِ منجمد و بی‌حرکت، سر جا...

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط