unexpected love 🤎 ☕️

unexpected love 🤎 ☕️
عشق غیره منتظره 🤎 ☕️
انچه گذشت
_باشه سعیمو میکنم
part ²²
ته ویو
کوک و جیمین رفتن
میخواستم به ات بی محلی کنم ببینم ریکشنش چیه
(ات اومد)
سلااااام
_سلام (بی حال)
خوبی؟(سوالی و متعجب)
_بد نیستم
ته چیزی شده
_نه فقط یکم حوصله ندارم
ات ویو
نمیدونم چرا تهیونگ حال نداره خودش گفت بی حوصله است
نکنه چیزی شده
ته ته
_هوم؟(بی حوصله)
میای فیلم ببینیم؟
_نه ات حوصله ندارم الان باشه برای بعدا
اخه...... خب باشه پس وایسا لباس تو که خوبه لباس منم خوبه فقط پالتو ببپوشیم بریم یکم دور بزنیم حوصله ام سر رفته
_نه ات بیخیال شو
باشه😔😔(ناراحت)
ته ویو
دیدم ناراحت شد
من نمیخواستم ناراحت بشه پس
_ات ؟
بله(ناراحت)
_نظرم عوض شد بیا فیلم ببینیم
واقعا؟
_اره
اخ جون
یهویی پرید بغلم
ات ویو
یهو ناخداگاه پریدم تازه فهمیدم چه غلطی کردم
ازش جدا شدم
ببخشید ناخاسته بود
_نه اشکال نداره
نشستیم فیلم دیدیم
نمیدونم چرا اما دلم میخواست با مو های تهیونگ بازی کنم
تهیونگ ؟
_جانم؟
اگه یه خاسته ای داشته باشم نه نمیگی؟
_ نمیگم بگو
میشه سرتو بزاری روی پام؟.......

بچه ها تو بدترین حالت ممکن این پارت رو گذاشتم
مهمون داریم واسه اون ولی گذاشتم امید وارم خوشتون بیاد
دیدگاه ها (۳)

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

پارت 45╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌲 کلبه‌ی جنگلی 🌲╚═══.·:·.💜.·:·.═══...

#عشق_بعد_نفرتپارت 11"سه ساعت بعد" کوک: من دیگه نمیتونم پوففف...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

پارت ۴

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

#برادر ناتنی من

رمان

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط