تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لب
تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباسهاش رو عوض کنه.
چند دقیقه بعد با لباس راحتی برگشت به حال و روی مبل نشست.
تهیونگ: بالاخره تموم شد؟
ات از حموم بیرون اومد، و داشت حوله رو روی بدنش تنظیم میکرد.
ات: آرههه. خیلی کیف داد.
تهیونگ: خوبه.
ات رفت لباس راحتی پوشید.
بعد موهاش رو با حوله خشک کرد و برگشت کنار تهیونگ روی مبل نشست.
ات: خب، حالا فیلم ببینیم؟
تهیونگ: باشه زن عزیزممم.
ات: قربونت برممم.
تهیونگ: خدانکنه
ات پتو رو برداشت و روی خودش انداخت.
ات: چی ببینیم؟
تهیونگ: خودت انتخاب کن.
ات چند فیلم رو نگاه کرد و بالاخره یکی رو انتخاب کرد.
ات: این!
تهیونگ: باشه.
فیلم شروع شد..
چند دقیقه بعد ات پاپکورن برداشت و به صفحه خیره شد.
تهیونگ: امروز عجب ماجراهایی داشتیم.
ات: فقط به خاطر یه قطع شدن آب!
راستییی تمرینت با پسرا چطور بود؟
تهیونگ: اوهوم، هیچی خوب پیش رفت فقط جیمین خیلی کیوت شده بود... البته همیشه کیوته.
ات لبخند زد.
ات: خیلی خوبه، و الانم فیلم داریم.
تهیونگ: و پاپکورن.
ات: مهمترین قسمت!
تهیونگ خندید و دوباره حواسش رو به فیلم داد...
چند دقیقه بعد با لباس راحتی برگشت به حال و روی مبل نشست.
تهیونگ: بالاخره تموم شد؟
ات از حموم بیرون اومد، و داشت حوله رو روی بدنش تنظیم میکرد.
ات: آرههه. خیلی کیف داد.
تهیونگ: خوبه.
ات رفت لباس راحتی پوشید.
بعد موهاش رو با حوله خشک کرد و برگشت کنار تهیونگ روی مبل نشست.
ات: خب، حالا فیلم ببینیم؟
تهیونگ: باشه زن عزیزممم.
ات: قربونت برممم.
تهیونگ: خدانکنه
ات پتو رو برداشت و روی خودش انداخت.
ات: چی ببینیم؟
تهیونگ: خودت انتخاب کن.
ات چند فیلم رو نگاه کرد و بالاخره یکی رو انتخاب کرد.
ات: این!
تهیونگ: باشه.
فیلم شروع شد..
چند دقیقه بعد ات پاپکورن برداشت و به صفحه خیره شد.
تهیونگ: امروز عجب ماجراهایی داشتیم.
ات: فقط به خاطر یه قطع شدن آب!
راستییی تمرینت با پسرا چطور بود؟
تهیونگ: اوهوم، هیچی خوب پیش رفت فقط جیمین خیلی کیوت شده بود... البته همیشه کیوته.
ات لبخند زد.
ات: خیلی خوبه، و الانم فیلم داریم.
تهیونگ: و پاپکورن.
ات: مهمترین قسمت!
تهیونگ خندید و دوباره حواسش رو به فیلم داد...
- ۱۳.۰k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط