ببخشیددد مسدود بودمم

#تصادفی
پارت 13
ویو ا.ت
زنگ در خونه خورد
چه عجب آقا رسیدن
رفتم درو باز کردم
+مگه نگفتی ۵ دیقه....
که یهو کلی چیز میز ریخت رو سرم
+یا خداااااااا اینا چیننننننن
*اینا...... اینا(نفس نفس)
+ایناااا؟؟؟؟
*وسایلای جنابعالی هستنننننن(نفس و داد)
+عه وا راس میگی
یا خداااا دیر شدددددد
*پاشو پاشو بدوووو
+باشهههه من برم لباسمو بپوشم
*باشههههه
وایییی سریع لباسامو ورداشتم و رفتم اتاقم سری سری پوشیدم موهامو درست کردم یه میکاپ ساده ولی خیلی خوشگل زدم و رفتم پایین
+خب بریم
*اوفففففففف ندوزندنتتت
+گمشو بریم لاس نزن
*تعریف کردیماا
+خیله خب توام خوب شدی
*نمک نشناس(اروم)
+شنیدممم
*به چپمممبعد از کلی بحث راه افتادیم سمت راه افتادیم سمت شرکت دیور
بعد از ۳۰ مین
+واییییی رسدیمممم
*بدو بدووو راستی امروز برای عکاسی یه پارتنر هم دارییی
+خبببب؟
*خب پارتنرت جفون جونگ کوکه اسکللللل
+و د فففف
مگه اون تو شرکت کلوین کلین نبوددد؟
*چرا ولی امروز مجبور شد بیاد
با شیش نفر دیگشون
+هوففففف مهم نیست بیا بریم
رفتیم تو که........


ادامه دارد.
دیدگاه ها (۲۹)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۱ | نقشه‌ی دریا ✦...

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

پارت : ۲۵ ادامه .....صاحاب مغازه : میگم شما آقای پارک جیمین ...

تکپارتی : کدهای قلب منهوای بارونی سئول شیشه‌های کافه رو تار ...

پسر عموی جذابم ♡p ۱۰

پارت 58(متین)بعد از این که آرشام بهم زنگ زد رفتم تا حاضر شم ...

پارت 8

🎀🧸رمان پسر دایی من 🎀🧸Part38فکر کردم فهمید که گوشی برداشتم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط