{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو کز نجابت صدها بهار لبریزی

تو کز نجابت صدها بهار لبریزی

چرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی

ببین سراغ مرا هیچ کس نمی گیرد

مگر که نیمه شبی غصه ای،غمی،چیزی

تو هم که می رسی و با نگاه پرشورت

نمک به تازه ترین زخم هام می ریزی

خلاصه حسرت این ماند در دلم که شما

بیایی و بروی،فتنه بر نیانگیزی

بخند باز شبیه همیشه با طعنه

بگو که آه! عجب قصه ی غم انگیزی

بگو که قصد نداری که اذیتم نکنی

بگو که دست خودت نیست تا بپرهیزی

ولی ببین خودمانیم مثل هر دفعه

چرا به قهر تو از جات بر نمی خیزی

نشسته ای که چه یعنی؟ دلت شکست؟همین؟

ولی ببینمت انگار اشک می ریزی

عزیز گریه نکن من که اولش گفتم

تو ازنجابت صدها بهار لبریزی
دیدگاه ها (۱)

یه رفیق دارم که تقریباً هر سال میره کربلا؛از اون با مراما و ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

پارت: ۲ (بخش ۱) **زاویه دید: زین**قطره‌ای عرق از خط رویش موه...

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

part 31چند دقیقه ای بعد این حرف سکوت بود، کسی نمی دونست باید...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_1 ویو میرا تقریبا 4 ساعت ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:3سرعتت رو بالا ب...

تو کز نجابت صدها بهار لبریزیچرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی ...

تو کز نجابت صدها بهار لبریزیچرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط