همچون احساسی که به تو دارم .
همچون احساسی که به تو دارم .
گم شده ام در بیابان بی کسی خود . گیج و منگ و بی هدف ، همچون احساسی که به تو دارم ، گنگ . نه عاشقت هستم و تو را که می بینم وجودم میلرزد صدایت را که میشنوم همهمه ی اصوات پشت دیوار گوشم صف می کشند . زرد پاییزیم من و شکوفه های بهاری گونه هایت و عطر سیب تنت و چشمه ی جوشان لبخندت و قوس های خدایی جسمت که چه ماهرانه ، چه ماهرانه خدایا ... در بیابان وهم انگیز خیالم سر در گم ، گیج و منگ و بیچاره ، سنگ های تهمت و توهین را به دوش میکشم ، در خود گمشده ای دارم ، سنگ روی سنگ وجودم بند نیست تو را میخواهم ، تو را میخواهم و نمی توانم داشتنت را .
گم شده ام در بیابان بی کسی خود . گیج و منگ و بی هدف ، همچون احساسی که به تو دارم ، گنگ . نه عاشقت هستم و تو را که می بینم وجودم میلرزد صدایت را که میشنوم همهمه ی اصوات پشت دیوار گوشم صف می کشند . زرد پاییزیم من و شکوفه های بهاری گونه هایت و عطر سیب تنت و چشمه ی جوشان لبخندت و قوس های خدایی جسمت که چه ماهرانه ، چه ماهرانه خدایا ... در بیابان وهم انگیز خیالم سر در گم ، گیج و منگ و بیچاره ، سنگ های تهمت و توهین را به دوش میکشم ، در خود گمشده ای دارم ، سنگ روی سنگ وجودم بند نیست تو را میخواهم ، تو را میخواهم و نمی توانم داشتنت را .
- ۱.۵k
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط