{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همچون احساسی که به تو دارم .

همچون احساسی که به تو دارم .

گم شده ام در بیابان بی کسی خود . گیج و منگ و بی هدف ، همچون احساسی که به تو دارم ، گنگ . نه عاشقت هستم و تو را که می بینم وجودم میلرزد صدایت را که میشنوم همهمه ی اصوات پشت دیوار گوشم صف می کشند . زرد پاییزیم من و شکوفه های بهاری گونه هایت و عطر سیب تنت و چشمه ی جوشان لبخندت و قوس های خدایی جسمت که چه ماهرانه ، چه ماهرانه خدایا ... در بیابان وهم انگیز خیالم سر در گم ، گیج و منگ و بیچاره ، سنگ های تهمت و توهین را به دوش میکشم ، در خود گمشده ای دارم ، سنگ روی سنگ وجودم بند نیست تو را میخواهم ، تو را میخواهم و نمی توانم داشتنت را .
دیدگاه ها (۲۱)

پارت3یونگی چند قدم عقب رفت، انگار ضربه‌ی سنگینی به قفسه‌ی سی...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

007-پنهان در مه - پارت ۸۲

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل چهارم: تجلیِ...

نمیبخشمت p.22

توی خلوت پر از همهمه امکه صدایی به صدا نمیرسهاگه میتونی منو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط