{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دویید سمت گوشیش که داشت زنگ میخورد

دویید سمت گوشیش که داشت زنگ میخورد
پسر: سلام عزیزِ دلم چطوری بخدا دلم یه ذره شده بود برا صدات میدونستم دَووم نمیاری قهر بمونی
دختر بدونِ هیچ احوال پرسی دست تو دستِ نفرِ سوم: ببین تو خیلی پسرِ خوبی هستی
واقعاً لحظه هایی که باهات تجربه کردمو هیچ وقت یادم نمیره
تمامِ شوخی هامون دواهامون خنده هامون گریه هامون تا صبح پشتِ گوشی قربون صدقه رفتنامون
کافی شاپ رفتنامون وعده هایی که به هم میدادیم واسه زندگیِ مشترکمونو هیچ کدومو یادم نمیره
ولی تو نه ماشین داری نه پول
حالا هرچقدر هم که خوشگل و خوش تیپ باشی مگه نونِ شب میشه!
پسر: اما من تازه 22 سالمه!
دختر: عشقمم که کنارم نشسته 20 سالشه ولی تازه پرادو خریده این هفته هم داریم میریم کیش
قرارِ باباش سربازی شو بخره بعد بیاد خواستگاریم زنگ زدم بگم که دیگه نمیتونیم با هم باشیم برایِ خوشبختیِ ماهم دعا کن خداحافظ
پسر: اما. .[بوقِ اِشغال]
پسر رفت یه گوشه و باز سیگارشو روشن کرد
این بار با اشک میکشید و زیرِ لب زمزمه میکرد
سلامتیِ خودم که آرزوم خوشبخت کردنِ تو بود سلامتی نفرِ سوم که داره منو به آرزوم میرسونه! سلامتیِ تو چون بهم یاد دادی عشق مالِ بی مایه ها نیس
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱۱ روز بعد، از صبح مشغول مرتب کردن خونه بودم.پسرخاله‌ام...

.قتل. پارت دوم

.قتل. پارت پنجم

پارت سیو یکم🔥عشق ابدی ما🔥شدو: ....🙄در زهن النا: این کیه من پ...

لونا و ويليام

( Blue Side )

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

پارت¹⁰ ...

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط