مُحَرَّم!...
چه شده كه اين قدر باشتاب در حال عبورى؟!...
بگذار دل، خوش كنيم به روضه و با مرثيه ها بسوزيم و بسازيم!... چشم بر هم نزده، ما را به شب دوم رساندى و قافله را به كربلا!... حالا چه عجله اى است؟!... "على اصغر" در آغوش رباب آرام مى گيرد!... "آب" بهانه است!... "على اكبر" نور چشمان "ليلا"ست!... "فراق" را به تأخير انداز!... و "حسين" را دل تنگ "عباس" مكن!... چه عجله اى است كه "زينب" را عزادار كنى؟!... چه شده كه بى تابى مى كنى؟!... "رقيه" را يتيم مكن!... چه خبر شده؟!... وقت دامادى "قاسم بن الحسن" است!... كمى آهسته تر قدم بردار!... كودكى بين خيمه ها خواب است!...
مُحَرَّم!...
چه شده كه اين قدر باشتاب در حال عبورى؟!...
بگذار دل، خوش كنيم به روضه و با مرثيه ها بسوزيم و بسازيم!... چشم بر هم نزده، ما را به شب دوم رساندى و قافله را به كربلا!... حالا چه عجله اى است؟!... "على اصغر" در آغوش رباب آرام مى گيرد!... "آب" بهانه است!... "على اكبر" نور چشمان "ليلا"ست!... "فراق" را به تأخير انداز!... و "حسين" را دل تنگ "عباس" مكن!... چه عجله اى است كه "زينب" را عزادار كنى؟!... چه شده كه بى تابى مى كنى؟!... "رقيه" را يتيم مكن!... چه خبر شده؟!... وقت دامادى "قاسم بن الحسن" است!... كمى آهسته تر قدم بردار!... كودكى بين خيمه ها خواب است!...
- ۶۱۵
- ۰۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط