{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گویند: سگ گله ای بمرد . چون صاحبش خیلی آن را دوست داشت ،

گویند: سگ گله ای بمرد . چون صاحبش خیلی آن را دوست داشت ، او را در یکی از مقابر مسلمین دفن کرد. خبر به قاضی شهر رسید. دستور داد او را احضار کنند و بسوزانند. زیرا او سگ خود را در قبرستان مسلمانان بخاک سپرده است . وقتی او را دستگیر کردند، و نزد قاضی آوردند، گفت : ای قاضی ، این سگ وصیتی کرده که می خواهم به شما عرض کنم تا بر ذمه من چیزی باقی نماند.
قاضی پرسید: وصیت چیست ؟
آن مرد گفت : هنگامی که سگ در حال موت بود به او اشاره کردم که همه این گوسفندان از آن تو است . پس وصیت کن که آنها را به چه کسی بدهم .
سگ به خانه شما که قاضی شهر هستید اشاره کرد. اینک گله گوسفندان حاضر و آماده ، و در اختیار شما است .
قاضی با تاءثر و تاءسف گفت : علت فوت مرحوم سگ چه بود؟ آیا به چیز دیگری وصیت نکرد؟ خداوند به نعمات اخروی بر او منت نهد و تو نیز به سلامت برو. چنانچه آن مرحوم وصایای دیگری داشت ما را آگاه گردان تابه آن عمل کنیم .
به این ترتیب چوپان از مرگ نجات یافت

و اینچنین ما ایرانی اباد داریم
دیدگاه ها (۱۲)

وصیت سگسگ گله ای بمرد،چون صاحبش خیلی آن را دوست داشت،او را د...

توصیه های آیت الله بهجت برای موفقیت در زندگی و آرامش دنیوی و...

توصیه های آیت الله بهجت برای موفقیت لطفا به اشترا...

داستان #خیر_و_شردو رفیق بودند که یکی نامش خیر بود و دیگری شر...

مدفن و فرجام سر مطهر سیدالشهداء(ع) و سایر شهد‌ای کربلا پس از...

دکتر محمد قریب مرحوم دکتر محمد قریب در سال ۱۲۸۸ در یک خانوا...

به‌سوی آسمان در نظام تربیتی و اخلاقی اسلام، آدمی براساس پرو...

⚪🔰امپراطوری کیانیان🔸🌐♂️بخش9

{این گونه مجالس را دوست دارم}امام صادق (ع) به فضیل بن یسار ف...

حسن زینلی مقدم شاعر زاهدانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط