معرفی فیک جدید:

معرفی فیک جدید:
□سرد برای من□
خب
ات یه دختر شیرین و کیوت و پر طرفدار هست که پدرش مافیا هست و ات ۲۳ سالشه
ات قصه ما خیلی خواستگار داره ولی هیچ کدوم رو قبول نمیکنه چون میگه فعلا قصد ازدواج نداره و میخواد درسش رو ادامه بده
پدر ات
یه مافیا خشن هست که بعداز مرگ مادر ات به کلی عوض میشه تبدیل میشه به یه آدم ا*کلی ولی با ابهت که خیلی ها ازش می ترسن
جونگ کوک یه مافیا سرد و خشن ولی در عین حال هات و جذابه که خیلی از دخترا ازش خوششون میاد و هر کاری برای داشتنش میکنن
پدر و مادر جونگ کوک هم مافیا هستن ولی مادر جونگ کوک خیلی مهربونه و چون دختر نداره دلش میخواد که عروس پسراش رو مثل دختر خودش بدونه
شخصیت های فرعی
تهیونگ
جیمین
جین
و حالا اگه اضافه شد بعدا میگم
علامت ها
ات   +
جونگ کوک    -
پدر کوک.     /
مادر کوک.     *
پدر ات.   ^
جین.   جین
جیمین.       جیمی
تهیونگ.       ته
سوا.         سوا
جیمین دوست صمیمی جونگ کوکه و تهیونگ و جین هم برادر هاش
سوا هم دوست خیلی خیلی صمیمی ات هست
خب اینم از فیک جدید
نظرتون؟
ادامه بدم؟
همایت نشه از من تازه کار؟
دلمو شاد کنین🤍


سرد برای من
پارت ۱
ات ویو
امروز مثل همیشه با انرژی از خواب پاشدم، رفتم wc و بعداز انجام عملیات اومدم بیرون، روتین پوستی مو انجام دادم و اومدم پایین دیدم بابام داره با تلفن صحبت میکنه، تلفن رو قطع کرد و بهم با لبخندی که کم پیش میاد بزنه نگاه کرد
^دخترم بیا بشین باهات حرف دارم
بدون هیچ حرفی رفتم و نشستم
^آقای جئون رو میشناسی دیگه؟ شریکم؟
+ بله بابا، مشکلی پیش اومده؟
بابام یه لبخند کج زد و گفت
^نه، اهم، باید با پسرش ازدواج کنی(جدی)
+چییی؟(سرفه)
^همین که شنیدی
+نه بابا من ازدواج نمیکنم، حتی نمیدونم اسم پسرش چیه
^همین که گفتم پاشو برو حاضر شو شب میان خواستگاری(نسبتا بلند)
با بغض رفتم تو اتاقم و گریه کردم
+مامان کجایی؟(گریه و جیغ خفه توی بالشت)
ویو شب.....
ات ویو
بعداز کلی گریه آجوما اومد کمکم کرد حاضر شم و رفتم پایین پیش مهمونا
/اووه دخترم سلام
( جهت یادآوری که / علامت پدر کوکه)
با چهره همیشگی و خونسرد به همه سلام دادم و رسیدم به یه پسر عضله ای چشم تیله ای........
ادامه دارد
اینم از پارت اول
نظرتون؟
خب ادامه اش فردا.... دستم شکست انقدر پارت گذاشتم😁
دیدگاه ها (۱۲)

پنهان عشق

از نفرت تا عشق پارت معرفیشخصیت های اصلی: جئون جونگ کوک ، لی ...

وقتی تولدت بودو..

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

شب تولدم فصل 3پارت 8جونگ کوک: نچ ات: عا باز شروع شد کلی: خود...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

فیک تهیونگ مافیایی

فیک کوک فصل ²پارت ⁸ویو ا.ت همینطوریشم جونگ کوک عصبی بود ، ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط