{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلارامم، تو آرامم، تو را رامم، کجا ماندی؟

دلارامم، تو آرامم، تو را رامم، کجا ماندی؟
شدم صیدت، تو بُردی از دل آرامم، کجا ماندی؟
اسیری دستِ تقدیرم، که در دامِ تو زنجیرم
کشانیدی مرا با دانه در دامم، کجا ماندی؟
زدم من دست و پا افتاده ام در دامِ تو بی جان
تو دیگر تابِ من بُردی و من خامم، کجا ماندی؟
قفس را پیشِ من آور، به زندانت شدم باور
که من دیگر دِلت زندان نمی نامم، کجا ماندی؟
چَچَه چَهچَه زنم باغِ دلت را من کنم آباد
قناری بازی و من مرغِ این بامم، کجا ماندی؟
پشیمانم، نمی خواهم که آزاد از قفس باشم
کنارت می شود دنیا مرا کامم، کجا ماندی؟
غَزالم، مستم از آن مِی که چشمانت شود ساقی
خمارم، پر کن از آن مِی تو در جامم، کجا ماندی؟
چو در دامت شدم، عشق از همان دَم سایه بانم شد
در این وادی، تو آغازی و فرجامم، کجا ماندی؟ 
دیدگاه ها (۱)

لبم یاد لبت افتاد دلم در سینه ام لرزیدنبودی آتش سیگار فقط حا...

تو را دوست دارمدر این بارانمی‌خواستم تودر انتهای خیابان نشست...

امشب هم اغوشش می شوی…من دوستت دارم هنوز!بی من چه شیرین میروی...

دستم نه،اما دلم به هنگام نوشتن ِ نام ِ تو می لرزد!نمی دانم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط