معشوقه ی من!
پارت اخر
ویو ات
از پله ها اومدم پایین و رفتم سمت آشپزخونه
میخواستم برا جیمین سوپ بپزم و رفتم وسایل شو آوردم و مشغول شدم که یه دفعه احساس کردم یکی پشت سرمه!
برگشتم دیدم جیمین روبه رومه و سریع بغلم کرد و بعد بوسه ای رو گونه م زد
_ ات. ببخشید میشه دوباره دلیل زندگیم شی؟
+ جیمین چی میگی؟ اگه منو برات مهم بود از اول ولم نمیکردی( داد)
راستی رزی خانم در چه حالن چرا دور و برت نمیپلکن ؟ها بگووو
_ات اون عوضی او اون منو ول کد الان با رانگ ههههه ( با داد )
+ آها پس بگو چرا به غلت کردم افتادی
نه نه نمیشه!
یه بار بهت فرصت دادم فرصت دوباره ای در کار نیست
_ نه ات خواهشمیکنم اینکارو باهام نکن ات من بهت قول میدم دیگه ازت جدانشم بهت قول میدم بهت خیانت نکنم ( گریه)
+ نه نمیشه
ویو جیمین
از شدت ناراحتی دیگه زبونم بند اومد رفتم تو اتاق و درو قفل کردم و نشستم تا میتونستم گریه کردم
جیمین خاک تو سرت
جیمین احمق چرا به خاطر اون هرزه ات رو ول کردی؟
+ سوپ رو دست کردم و خواستم برم به اتاق که سوپ رو براش ببرم
خواستم درو باز کنم که دیدم قفله
+ جیمین! جیمین! چیکار میکنی؟ درو باز کن دیگهههه
_ نه من نمیخوام ترجیح میدم بمیرم تا اینکه به کسی که دوستم نداره نگا کنم
+ عوضیییی باز کن من عاشقتممممم میفهمی( گریه و داد)
_ راست میگی؟ پس یعنی درو باز کنم؟
+ آره باز کن تا دست به یه کاری نزدم
_ باشه
ویو جیمین
درو براش باز کردم و دیدم ات پرید بغلم
سرشو گذاشت رو شونه هام و تا میتونست گریه کرد
_ نه ات من نباید گریه کنه
+دوست دارم هق
_تو دوست داری من دوست ندارم حالا هم کیوتم سرشو بالا بیاره بم بگه که من جیمین شی رو بخشیدم
+ من جیمین شی رو بخشیدم
_ دوستت دارم ات اندازه تموم دنیا
+ منم دوستت دارم اندازه کل کهکشان
_ کیوت من
+ موچی من
_ خب حالا میشه یه بوس بهم بدی؟
+ آره اصن ....
ویو جیمین
ات لباشو رو لبام گذاشت و بعد یه دقیقه ازم جدا شد و بهم گفت جیمین شییییی دوستت دارم
ویو راوی
و جیمین و ات آشتی کردن و هیچ وقت به خیانت نکردن
ویو ات
از پله ها اومدم پایین و رفتم سمت آشپزخونه
میخواستم برا جیمین سوپ بپزم و رفتم وسایل شو آوردم و مشغول شدم که یه دفعه احساس کردم یکی پشت سرمه!
برگشتم دیدم جیمین روبه رومه و سریع بغلم کرد و بعد بوسه ای رو گونه م زد
_ ات. ببخشید میشه دوباره دلیل زندگیم شی؟
+ جیمین چی میگی؟ اگه منو برات مهم بود از اول ولم نمیکردی( داد)
راستی رزی خانم در چه حالن چرا دور و برت نمیپلکن ؟ها بگووو
_ات اون عوضی او اون منو ول کد الان با رانگ ههههه ( با داد )
+ آها پس بگو چرا به غلت کردم افتادی
نه نه نمیشه!
یه بار بهت فرصت دادم فرصت دوباره ای در کار نیست
_ نه ات خواهشمیکنم اینکارو باهام نکن ات من بهت قول میدم دیگه ازت جدانشم بهت قول میدم بهت خیانت نکنم ( گریه)
+ نه نمیشه
ویو جیمین
از شدت ناراحتی دیگه زبونم بند اومد رفتم تو اتاق و درو قفل کردم و نشستم تا میتونستم گریه کردم
جیمین خاک تو سرت
جیمین احمق چرا به خاطر اون هرزه ات رو ول کردی؟
+ سوپ رو دست کردم و خواستم برم به اتاق که سوپ رو براش ببرم
خواستم درو باز کنم که دیدم قفله
+ جیمین! جیمین! چیکار میکنی؟ درو باز کن دیگهههه
_ نه من نمیخوام ترجیح میدم بمیرم تا اینکه به کسی که دوستم نداره نگا کنم
+ عوضیییی باز کن من عاشقتممممم میفهمی( گریه و داد)
_ راست میگی؟ پس یعنی درو باز کنم؟
+ آره باز کن تا دست به یه کاری نزدم
_ باشه
ویو جیمین
درو براش باز کردم و دیدم ات پرید بغلم
سرشو گذاشت رو شونه هام و تا میتونست گریه کرد
_ نه ات من نباید گریه کنه
+دوست دارم هق
_تو دوست داری من دوست ندارم حالا هم کیوتم سرشو بالا بیاره بم بگه که من جیمین شی رو بخشیدم
+ من جیمین شی رو بخشیدم
_ دوستت دارم ات اندازه تموم دنیا
+ منم دوستت دارم اندازه کل کهکشان
_ کیوت من
+ موچی من
_ خب حالا میشه یه بوس بهم بدی؟
+ آره اصن ....
ویو جیمین
ات لباشو رو لبام گذاشت و بعد یه دقیقه ازم جدا شد و بهم گفت جیمین شییییی دوستت دارم
ویو راوی
و جیمین و ات آشتی کردن و هیچ وقت به خیانت نکردن
- ۱۴.۶k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط