پارت اول
پارت اول
ویو لیا
سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازدواج کردم امروز سالگرد ازدواج منو جیمین هست برای همین پدرو مادر و خواهرش رو دعوت کردم برای شام
ویو جیمین
سلام من جیمین هستم یه سال هست که با لیا ازدواج کردم امروز خیلی عجیب رفتار میکرد
جیمین: لیا من رفتم شرکت خداحافظ
لیا: باش خداحافظ
ویو لیا
یس حتما میخواد سوپرایزم کنه رفتم غذای مورد علاقه جیمین رو درست کردم شب که شد خانوادش اومدن هممون منتظر جیمین نشسته بودیم که صدای در اومد
لیا: من میرم درو باز کنم
ویو جیمین
امروز توی شرکت میخواستم با یه شرکت دیگه قرار داد ببندم ولی منشی گند زد به همچی امیدوارم لیا گیر نده که چرا دیر اومدم هوففف
لیا: سلام جیمینی حالت خوبه
جیمین: لیا ساکت شو
لیا: جیمین خوبی
جیمین: لیا خفه شو( داد )
چطور بود ادامش بدم؟
ویو لیا
سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازدواج کردم امروز سالگرد ازدواج منو جیمین هست برای همین پدرو مادر و خواهرش رو دعوت کردم برای شام
ویو جیمین
سلام من جیمین هستم یه سال هست که با لیا ازدواج کردم امروز خیلی عجیب رفتار میکرد
جیمین: لیا من رفتم شرکت خداحافظ
لیا: باش خداحافظ
ویو لیا
یس حتما میخواد سوپرایزم کنه رفتم غذای مورد علاقه جیمین رو درست کردم شب که شد خانوادش اومدن هممون منتظر جیمین نشسته بودیم که صدای در اومد
لیا: من میرم درو باز کنم
ویو جیمین
امروز توی شرکت میخواستم با یه شرکت دیگه قرار داد ببندم ولی منشی گند زد به همچی امیدوارم لیا گیر نده که چرا دیر اومدم هوففف
لیا: سلام جیمینی حالت خوبه
جیمین: لیا ساکت شو
لیا: جیمین خوبی
جیمین: لیا خفه شو( داد )
چطور بود ادامش بدم؟
- ۸۹۵
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط