دوستش میگفت:

دوستش میگفت:
تو مدتی که عراق بود وقتی می خواست به کربلا بره روی صورتش چفیه می انداخت و می گفت: اگه به نامحرم نگاه کنی راه شهادت بسته میشه
#شهید_محمد_هادی_ذولفقاری


#پاسدارِوَصیت‌ِحاج‌قاسم
دیدگاه ها (۱)

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

اغلب به جای روسری چفیه می بست و کفش کتانی می پوشید.یک بار ال...

در خواستی یاندره باجی

توی بارون خیلی چیزا عوض میشهمی‌دونی چی میگم❓شااید تا حالا به...

ریاکشن

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p59صدای نینا محکم‌تر از قبل بود.«تو یه جم...

سناریو جونگکوک

**پارت ۱۳ *در با صدای مهیبی بسته شد و قفل چرخید. جونگکوک کتش...

موضوع: وقتی از دستمون عصبانی هستن و ما یهو میبوسیمشون.ایساگی...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت سی‌ام 𓆪مرد قدمی جلو آمد.ات با تعج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط