یاد مهربانی ات... یاد علم و حکمتت... یاد قدرت و عظمتت...
یاد مهربانی ات... یاد علم و حکمتت... یاد قدرت و عظمتت...
یاد بخشندگی ات...
چه سختیهای که با یاری ات آسان کردی...
چه تلخی ها که به مهرت شیرین نمودی...
چه مشکلاتی که گره از آنها گشودی...
چه نعمتهایی که بخشیدی...
چه نغمه های دلانگیزی که در برابر صبر و امید به خود، به گوش جان نجوا کردی...
چه شیرینی ها که با یادت چشاندی...
آه من چه ناتوانم از شکر ذره ای از آنها...
خدایا اوج لذت آن است که یاد و نامت تمام دل را فراگیرد...
و هیچ نماند جز تو...
خدایا بهشت همینجاست...
همین لحظه است...
همین لحظه ی شیرین که من غرق توام...
همین لحظه که با تو نجوا میکنم...
خدایا حیف نیست که غرق محبت تو باشم و تو را حس نکنم؟
آه که چقدر غافلم...
خدایا طعم غرق تو بودن را به من بچشان...
به این ماهی کوچک نشان بده که در دریای بی انتهای تو، غرق است...
و هیچ نیست جز تو...
که هر چه هست تویی...
هر چه هست تویی.... تو...
و جایی که تویی، چه جای ترس؟ چه جای اندوه؟ چه جای ناامیدی؟
ترس آنجایی ست که من از تو جدا شوم...
آنجا که از تو غافل شوم...
آنجا که رحمت و علم و قدرت بی انتهایت را فراموش کنم....
آنجا که تویی، همواره آرامش هست،
آنجا که تویی، نور هست،
آنجا که تویی، امید هست...
آنجا که تویی...
آنجا که تویی...
آنجا که تویی...
و کجاست خالی از تو؟
ای یگانه ی بی منتها...
یاد بخشندگی ات...
چه سختیهای که با یاری ات آسان کردی...
چه تلخی ها که به مهرت شیرین نمودی...
چه مشکلاتی که گره از آنها گشودی...
چه نعمتهایی که بخشیدی...
چه نغمه های دلانگیزی که در برابر صبر و امید به خود، به گوش جان نجوا کردی...
چه شیرینی ها که با یادت چشاندی...
آه من چه ناتوانم از شکر ذره ای از آنها...
خدایا اوج لذت آن است که یاد و نامت تمام دل را فراگیرد...
و هیچ نماند جز تو...
خدایا بهشت همینجاست...
همین لحظه است...
همین لحظه ی شیرین که من غرق توام...
همین لحظه که با تو نجوا میکنم...
خدایا حیف نیست که غرق محبت تو باشم و تو را حس نکنم؟
آه که چقدر غافلم...
خدایا طعم غرق تو بودن را به من بچشان...
به این ماهی کوچک نشان بده که در دریای بی انتهای تو، غرق است...
و هیچ نیست جز تو...
که هر چه هست تویی...
هر چه هست تویی.... تو...
و جایی که تویی، چه جای ترس؟ چه جای اندوه؟ چه جای ناامیدی؟
ترس آنجایی ست که من از تو جدا شوم...
آنجا که از تو غافل شوم...
آنجا که رحمت و علم و قدرت بی انتهایت را فراموش کنم....
آنجا که تویی، همواره آرامش هست،
آنجا که تویی، نور هست،
آنجا که تویی، امید هست...
آنجا که تویی...
آنجا که تویی...
آنجا که تویی...
و کجاست خالی از تو؟
ای یگانه ی بی منتها...
- ۱.۳k
- ۱۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط