برده عمارت جئون
پارت ¹⁶⁰
یکی از وسیله های شستشو رو برداشت پام رو تمیز میکرد
که حس کردم چیزی توی شکمم حرکت کرد
تکون اونقدر شدید بود که کاملا حس میکردم.
دکتر رحمم رو با اسپکولوم باز کرد
و برای سقط آماده میشد که دوباره اون تکون رو حس کردم.
دکتر گفت:
-خب گلم،تکون نخور شروع کنم
با تکون دوباره شکمم دست دکتر رو پس زدم و از تخت پایین پریدم:
-نمیخوام سقط کنم...نمیخوام
داره تکون میخوره
دکتر هاج و واج نگاهم میکرد که صدای منشی با کوبیدن شدن در یکی شد:
-کجا آقا...با شمام
خانوم دکتر مریض دارن
با صدای وحشتناک کوبیده شدن در شونه هام از ترس پرید
و دکتر حین بلند شدن اسپکولوم رو توی سینی پرت کرد.
به بیرون سرک کشید و گفت:
-باز چه خبره؟!
تنم رو عقب کشیدم تا سریع شلوارم رو بپوشم
اما از لای پرده دیدمش که داخل اومد.
با دیدن هیبتش توی چارچوب در خون توی رگ هام یخ زد.
جونگکوک بود.
همون مردی که ازش وحشت داشتم.
مثل همیشه سرد و سنگی بود و وحشیانه به اطراف نگاه میکرد.
فک قفل شده اش نشون میداد اگه دستش بهم برسه استخونام رو خرد میکنه
شلوار به دست عقب رفتم و پشتم که به میز معاینه برخورد کرد
یکی از وسیله های شستشو رو برداشت پام رو تمیز میکرد
که حس کردم چیزی توی شکمم حرکت کرد
تکون اونقدر شدید بود که کاملا حس میکردم.
دکتر رحمم رو با اسپکولوم باز کرد
و برای سقط آماده میشد که دوباره اون تکون رو حس کردم.
دکتر گفت:
-خب گلم،تکون نخور شروع کنم
با تکون دوباره شکمم دست دکتر رو پس زدم و از تخت پایین پریدم:
-نمیخوام سقط کنم...نمیخوام
داره تکون میخوره
دکتر هاج و واج نگاهم میکرد که صدای منشی با کوبیدن شدن در یکی شد:
-کجا آقا...با شمام
خانوم دکتر مریض دارن
با صدای وحشتناک کوبیده شدن در شونه هام از ترس پرید
و دکتر حین بلند شدن اسپکولوم رو توی سینی پرت کرد.
به بیرون سرک کشید و گفت:
-باز چه خبره؟!
تنم رو عقب کشیدم تا سریع شلوارم رو بپوشم
اما از لای پرده دیدمش که داخل اومد.
با دیدن هیبتش توی چارچوب در خون توی رگ هام یخ زد.
جونگکوک بود.
همون مردی که ازش وحشت داشتم.
مثل همیشه سرد و سنگی بود و وحشیانه به اطراف نگاه میکرد.
فک قفل شده اش نشون میداد اگه دستش بهم برسه استخونام رو خرد میکنه
شلوار به دست عقب رفتم و پشتم که به میز معاینه برخورد کرد
- ۲۹.۹k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط