رمان عاشقم باش 🙃🫀

part 71

دختره:راستش خیلی دنبالت گشتم ارسلان که پیدات کنم بلاخره اینجا رو پیدا کردمو اومدم اینجا.. البته ببخشید دیر موقع اومدم
ارسلان:نه اشکال نداره فقط کارتو سریع بگو گلاره
من:گلاره؟
ارسلان:ایشون اکس بندس
من:اها خب
گلاره:داشتم میگفتم ارسلان.... من ازت باردارم
ارسلان:چی؟ شوخی خوبی بود
گلاره:جدی میگم اینم ازمایشاش
یه سری برگه گرفت جلو منو ارسلان
ارسلان:ینی چی اصن نمیشه امکان نداره
من:چند ماهته؟
گلاره:سه و نیم
ارسلان:چرا چرت میگی گلاره ما یک ساله همو ندیدیم چطوری من 3 ماه پیش باردارت کردم؟
گلاره:یعنی یادت نمیاد؟
ارسلان:نه تو بگو
گلاره:یه شب اومدم بات حرف بزنم بگم دلم برات تنگ شده و اینا بیا برگرد اومدم شرکت پیشت اونشب مست بودی نفهمیدی چی کار کردی باردارم کردی

ارسلان

دیانا:یعنی چی چی میگه ارسلان؟
من:بخدا منم نمیدونم
دیانا:یعنی چی نمیدونی؟
من:چطوری میخوای ثابت کنی من باردارت کردم؟
گلاره:اگه خطت رو عوض نکردی برات ادرس میفرستم دو سه روز دیگه بریم ازمایشگاه توقع داشتم اینو بگو برا همین از قبل وقت گرفتم
من:نه به همون شماره بفرست
گلاره پاشد که بره
گلاره:پس بهت اس ام اس میدم خداحافظ
درو باز کردم براش و رفت درو بستم

گلاره

وایسادم پشت در ببینم چی میشه صدا ضبط کنم




#رمان
#عشق
#دیانا
#دیانا_رحیمی
#ارسلان
#ارسلان_کاشی
#اکیپ_سلاطین
#اکیپ_نیکا
دیدگاه ها (۱)

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

( بعد از مدت ها پارت گذاشتم)

free from the court (p10)

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

پارت ۳۲پیتر :چته روانی هستی تو؟جونگ کوک:اگه یه بار دیگه اسم ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

Love&HateP.9"دوباره ویو جونگکوک"دیدم پنج تا میسکال از یونا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط