{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت حدف شده!

پارت حدف شده!
سکوت پیست

Part:⁵

سوجین:جونگ کوک پسرم کجایی؟

_ اینجام مامان(دستشو میبره بالا که ننش ببینه)

سوجین:کارت خیلی بد بود پسر من تورو اینطوری تربیت کردم؟

_ بیخیال مامان خودتم خوب میدونی از این عمه و دخترش حالم بهم میخوره
خودت خوب میدونی چه آدمای عو.ضی هستن

سوجین:آه درسته پسرم

_ خیل خب تو برو تو هوا سرده منم یکم دیگه میام

سوجین:باشه عزیزم

بعد از اینکه مامان رفت منم پاشدم رفتم توی خونه اما بدون توجه به بقیه ی راست رفتم تو اتاقم و خوابیدم....

...

(ویو مری)

با بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم
هنوز توی زیر زمین بود

به هر سختی شده خودمو از روی زمین بلند کردم و رفتم سمت در
دستمو روی دستگیره گذاشتم و کشیدم پایین که خیالم راحت شد
قفل درو باز کرده بود

از زیر زمین بیرون اومدم و ی راست رفتم سمت اتاقم ی دوش گرفتمو ی دست لباس تمیز پوشیدم و رفتم توی آشپزخونه تا یچیزی بخورم.
‌‌‌.........

صبحونمو تموم کردم که گوشیم زنگ خورد
جنی بود!

جنی:واییی دختر ی خبر فوق العاده واست دارم مطمئنم بشنوی از خوشحالی اشکت در میادددد

+اوه حالا این خبر چیه بگو بیینم کنجکاو شدم

جنی: اهممم خب بزرگ ترین و معروف پیست اینجارو یادت میاد که چندباری توش مسابقه دادی؟

+عاا اره یادمه خب

جنی:قهرمان مسابقات یعنی جئون جونگ کوک قراره توی مسابقه بعدیش شرکت کنه باورت میشههههه

+اینی که میگی کیه اصلا نمیشناسمش(پوکر فیس)

جنی:چطور نمیشناسیش کل این پیست دیوونشن
راستیی ی خبر دیگه من اسم تورو هم توی مسابقه نوشتم

+چیی چکار کردیییی
دیوونه داری میگی قهرمانه بعد من برم باهاش مسابقع بدممم؟
خب معلومه که میبازم احمق!

جنی:هیی اینقد نفوذ بد نزن خدارو چه دیدی شاید تو نفر اول شدییی

+آه لعنت بهت!
خب حالا مسابقه کیه؟

جنی:دو روز دیگه

+چییی نهه چرا اینقد زودد باید برم تمرین کنم لعنتییی
خدافظ

و بدون اینکه بزارم حرفی بزنه تماس رو قطع کردم
لعنت بهش فقط دو روز وقت دارم و باید خیلی تمرین کنم....
دیدگاه ها (۱۱)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

مربی موتور سوارpart 6 ویو ات .۱ هفته وقت داشتیم برا تمرین با...

#تپش.قلب.من Part 6تهیونگ:هست چون تو قراره مامان بچه هام بشیا...

کپشن و حتمی بخون سلام سلام یه خبر خوب برا همتون دارم من بعد ...

پارت۵

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

فیک تهیونگ مافیایی

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط