{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- شَب خسته و کوفته میای خونه درو باز میکنم

- شَب خسته و کوفته میای خونه درو باز میکنم
 میبینم خستگی از چشات میباره
 اما من بهت میخندم
 اونقد میخندم که بگی چته دختر بابات؟؟؟
دیونه شدی
خبری هست
مگه من خنده دارم؟
منم باز بخندم و بگم
 چطور نخندم آقایی؟
وقتی خودتم داری میشی بابایی
دیدگاه ها (۲)

وقتی اکسته و میخواد بهت برگردهکل سالن اسلیترین رنگ سبز به خو...

سناریو بلولااااک

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

رمان : قلب در تاریکی

You are paying back karma پارت²²با صدایی که از پشت سرش اومد ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁴جونگکوک روی صندلی چوبی اتاق بازجوی...

سناریو بی تی اس

پارت پنجم ات. آها باشه یهو در زده شد ات. بفرماید داخل کوک. ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط