{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلهای خانه تو را می شناسند

گلهای خانه تو را می شناسند

و با طنین خوش گام تو آشنایند

وقتی به سروقتشان می روی

وقتی که با ناز

دستی به روی سروگوششان می کشی

یا آبشان می دهی

هم ساقه های بنفشه

با احترام و تواضع

سر در گریبان فرو می برند

هم حسن یوسف

تمام جمال خودش را نشان می دهد

هم شمعدانی

با مهربانی

دستی برایت تکان می دهد

حتی گل کاغذی هم

با گام موسیقی خنده هایت

در دفتر شعر من می شکوفد
دیدگاه ها (۳)

هبوط در کویراول آبی بود این دل، آخر اما زرد شدآفتابی بود، اب...

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که ...

قیصر امین پورسایه سنگ بر آینه خورشید چرا؟خودمانیم، بگو این ه...

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود ، صدا در گلو شک...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

گلهای خانه تو را می شناسندو با طنین خوش گام تو آشنایندوقتی ب...

زندگی منیعنی شیب خط گردنتوقتی به پهنای شانه ات می رسدیعنیرگ ...

زندگی من یعنی شیب خط گردنت وقتی به پهنای شانه ات می رسد یعنی...

زندگے منیعنےشیب خط گردنتوقتےبه پهناے شانه ات مےرسدیعنےرگ برج...

 زندگی من یعنی شیب خط گردنت وقتی به پهنای شانه ات می رسد یع...

زندگی منیعنیشیب خط گردنتوقتیبه پهنای شانه ات می رسدیعنیرگ بر...

زندگی من...یعنی شیب خط گردنت، وقتی به پهنای شانه ات می رسد،ی...

#یک_پنجره_برای_دیدنیک پنجره برای شنیدنیک پنجره که مثل حلقهٔ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط