وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره میفهمی پیر شده...
 وقتی داره صورتشو اصلاح میکنه و دستش میلرزه میفهمی پیر شده...
وقتی بعد از غذا یه مشت دارو میخوره
 میفهمی چقدر درد داره اما هیچی نمیگه...
وقتی میفهمی نصف مو های سفیدش به خاطر غصه های تو هستش دلت میخواد بمیری...
دیدگاه ها (۲)

𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑯𝒆𝒊𝒓 — 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏*آهیون با چترش رفت سر مزار مامانش*از ...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

From fall to star転落から星へPart 2اوه.. کتابخونه نیمه شب واقعیهای...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

معامله نهاییپارت ۶۷« هوانگ یه عوضیه . یه عوضی به تمام معنا ....

سناریو باجی کیسوکه

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 6+ممنونم.. _همینو برمیدا...

My lovely neighbor part : 56

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 16جونگکوک برگشت به س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط