#سناریو_tata
ادامه
ته ته:
نشسته بودی جلوش و از قصد از بوگوم و هیون شیک تعریف میکردی
_ات خودت انتخاب کن ایندفه چجوری تنبیهت کنم
+به اسونی😂
منکه کاری نکردم
_اممم البته تو که قرار نیس باهاشون قرار بزاری و با کس دیگه ای پس اوکیه
+کی گفتههه
_من گفتممم
جیمین
رفته بودی به طور خیلی کیوتی تو بغلش
و خواهش میکردی بزاره بری بیرون
+چیم چیم لطفا بزار امروز برم بیرون با دوستم دیگه لطفا لطفا
_نه ات بهت گفتم نه
+خب حداقل بگو چراااا؟
_سر من داد نزنااا(عصبی)
الانم برو تو اتاقت
+جیمینی (بغض) چرا نمیزاری فقط یه امروز با هانا لطفا
_نه جوجه کوچولو یه امشب نه گوش کن دیگه برای جفتتون خطرناکه اجازه نداری بری
حالا هم بغض نکن دلم میشکنه
+یعنی یه روز دیگه میزاری؟ اصلا من نمیدونم چرا مامان و بابا میزارن تو نمیزاری
_برای اینکه من رو تنها خواهرم حساسم
اره یه روز دیگه
+اصلا من میخوام قهر کنم دیگه باهات حرفی ندارم
خواستی پاشی که دستتو گرفت
_میخوای گیم بزنیم؟
+نقطه ضعفمو میدونی... چه بد... باشه بریم
_ولی دیگه حرف از قهر نزن دلم طاقت نداره جوجه کوچولوم جیک جیک نکنه
+جیمیننن😂
ته ته:
نشسته بودی جلوش و از قصد از بوگوم و هیون شیک تعریف میکردی
_ات خودت انتخاب کن ایندفه چجوری تنبیهت کنم
+به اسونی😂
منکه کاری نکردم
_اممم البته تو که قرار نیس باهاشون قرار بزاری و با کس دیگه ای پس اوکیه
+کی گفتههه
_من گفتممم
جیمین
رفته بودی به طور خیلی کیوتی تو بغلش
و خواهش میکردی بزاره بری بیرون
+چیم چیم لطفا بزار امروز برم بیرون با دوستم دیگه لطفا لطفا
_نه ات بهت گفتم نه
+خب حداقل بگو چراااا؟
_سر من داد نزنااا(عصبی)
الانم برو تو اتاقت
+جیمینی (بغض) چرا نمیزاری فقط یه امروز با هانا لطفا
_نه جوجه کوچولو یه امشب نه گوش کن دیگه برای جفتتون خطرناکه اجازه نداری بری
حالا هم بغض نکن دلم میشکنه
+یعنی یه روز دیگه میزاری؟ اصلا من نمیدونم چرا مامان و بابا میزارن تو نمیزاری
_برای اینکه من رو تنها خواهرم حساسم
اره یه روز دیگه
+اصلا من میخوام قهر کنم دیگه باهات حرفی ندارم
خواستی پاشی که دستتو گرفت
_میخوای گیم بزنیم؟
+نقطه ضعفمو میدونی... چه بد... باشه بریم
_ولی دیگه حرف از قهر نزن دلم طاقت نداره جوجه کوچولوم جیک جیک نکنه
+جیمیننن😂
- ۱۱.۵k
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط