{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردم اینجا چقدر مهربانند ;

مردم اینجا چقدر مهربانند ;
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند, دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری
و دیدند هوا گرم شد , پس کلاهم را برداشتند
و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم محبت کردند و حسابم را رسیدند .
خواستم در این مهربانکده خانه بسازم ،
نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز . . . . .

روزگار جالبیست،
مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان می زاید!

( زنده یاد حسین پناهی)
دیدگاه ها (۱۲)

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

‏ مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوخت...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط