داشت از دیدار چشمان تو برمی‌گشت که

داشت از دیدار چشمان تو برمی‌گشت که
"محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت" !
#عبدالمهدی_نوری #شعر #500pix #عکس #تکبیت #تک_بیت #چشم #معشوق #محتسب #مست #پروین_اعتصامی #تک_مصرع #عشق #عاشقانه
#جذاب #خاص #عکس
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

سوگندِ خون و برف» —“Oath of Blood and Snowتضادِ خشنِ دنیای م...

‏داشت از دیدار چشمان تو برمی گشت که«محتسب مستی به ره دید و گ...

داشت از دیدار چشمان تو بر می گشت که "محتسب مستی به ره دید و...

خانه 🏡

انـگـار جـهـانـم به جهانــت گـره خوردهنزدیک بیا، گوشه‌ی لب‌ه...

در کوی تو معروفـم و از روی تو محرومگُـرگ ِدهـن آلـوده‌ی یـوس...

گفتی چه‌کسی رازقِ شعر است؟ نوشتم:چشمانِ پُر از شعر تو -دام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط