سلام بچه ها هرکی بیداره امشب کمکم کنه ببینین امشب من خونه

سلام بچه ها هرکی بیداره امشب کمکم کنه ببینین امشب من خونه مامان جونم اومده بودیم که خانوم داییم اینا از راه رسیده بودن که با اون ارایش چشمش خیلی جیگر شده بود خانوم داییم منم کنترلم رو از دست دادم وقتی برگشت نگام کرد یهو نتونستم و بی دلیل لبمو گاز گرف

تم و با یک مدل نگاهدبگه تو چشماش نگاه کردم و ابرو مو بالا انداختم و چون اونم تو این کارا استاده نره به داییم بگه چه گوهی بخورم حالا ؟!
دیدگاه ها (۰)

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

KIM V

#in_your_eyespart_10۴ویو کایلا حدود ۳ ماه از اون شب قشنگ میگ...

فیک تهیونگ پادشاه قلبم(پارت۲۳)از زبان ات رفتم پایین شام بخور...

پارت ۷۱عشقم؟ جانم میگم امم .. چی؟ بگو چی میخواستی بگی؟؟ هی...

رمان:#کوچولو#پارت_۷در اتاقو بستم و مثل یک مرده از خستگی روی ...

رمان دورترین نزدیک کاور ادیت از شخصیتای رمان

ظهور ازدواج )( پارت ۳۴۷ فصل ۳ )..اخ..چقدر حس بدي بود.یه دفع...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من) پارت ۳۲ویو لیاـ درو ک...

رمان عشق دردناک۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط