{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسیر واژه ی عشقم وَ بی تو می میرم

اسیر واژه ی عشقم وَ بی تو می میرم
که باید از تو بگویم من از خودم سیرم

شبیه کودکی از مادرش جدا شده ام
تمام عمر برایت بهانه می گیرم

گلایه نیست زمانه جدایمان کرده
ولی به یاد تو هستم به عشق زنجیرم

درون سینه نگاه تو فتنه ای انداخت
تو رفته ای و خودم با خودم چه درگیر
من و سیاهی شب ها رفیق هم هستیم
مرا سیاهی شب ها شد است تقدیرم

گرفته حال و هوایم شبیه یک مرداب
تو نیستی و جهانی همیشه دلگیرم

درون مصرع آخر قلم دوباره نوشت
اسیر واژه ی عشقم.... وَ بی تو می میرم
دیدگاه ها (۲)

ﺗـــــﻮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﮐﻢ ﻧﯿﺎﺭﻡ ...ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻨﻢ .....

چشم تو مجموعه ی شعر و نگاهم ناشر استچشم هایت سوژه ی خوبی برا...

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

بی اجازه دل من تنگ تو شد میدانی ؟؟تنگ ان قلب خوش اهنگ تو شد ...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

زخم فراموشی

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

I'm not jealouspart 42نفس های داغشو کنار گوشم احساس میکردم ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط