#عشق در نگاه او
#عشق در نگاه او
part 5
ویو سالی@
داشتیم با سوزا خوراکی می خودیم و حرف میزدیم که یه دفعه این کارن مزاحم زنگ زد اوففففف😤
@الو سلام
٪سلام عشقم چطوری
@بله فرمایش
٪عه وا مگه من به تو نگفتم امشب ساعت 8 بیا خونم منتظرتم
@خب حالا
٪ و الان ساعت چنده?
@ای وای ببخشید کارن الان تاکسی می گیرم میام باش خداحافظ
٪باش منتظرم بای عزیزم (قطع کرد)
قیافه ی سالی به سوزا 😑😒😤🤨
قیافه ی سوزا به سالی 😐😁😕
+الان می خوای بری?
@خب اره چاره ی دیگه ای ندارم می دونی که اگه نرم کارن پارم میکنه😕
+اووفف باش خداحافظ
@ناراحت نمیشی برم?
+مهمه برات?
@ خب اره چرا که نه تو مهم تری بگی برو میرم بگی نرو نمیرم😊❤️
+ من نمی خوام زندگیت خراب شه پس برو
@باش پس خداحافظ عشقم شبت بخیر 🥹
+شب تو هم بخیر خوش بگذره بهتون
@ مرسی خداحافظ (رفت و در و بست)
ویو سالی @
بازم تنها شدم ای خدااااااااااااااا 🤦♀اخه واقعا کارن مهم تره? براش متاسفم سوزا کارن و به من ترجیح داد اووفف 😤
فیلمم رو نگاه کردم و خوابیدم نصف شب بیدار شدم چون یه حس بای داشتم احساس کردم کسی داخل خونه هست ترسیدم ساعت تقریبا دو سه نصف شب بود و نمی تونستم به کسی هم زنگ بزم.
دستام داشت از ترس میلرزید خلاصه تصمیم گرفتم برم پائین ببینم کیه?
قدم های آرومی برداشتم و رفتم پایین که یک دفعه از پشتم یکی دهنم رو با دستمال گرفت و بیهوش شدم و دیگه هیچی یادم نمی یاد.
پرش زمانی به صبح@
چشمم رو باز کردم دیدم تو یه اتاق خیلی شیک و با کلاس تنهایی دست و پاهام بسته و روی زمین نشستم ترسیدم و گریم گرفت که یه دفعه یه چیزی مثل سایه ی پا پشت در دیدم صدای دوتا مرد میومد خیلی ترسیدم که در باز شد و......
ادامه دارد........
part 5
ویو سالی@
داشتیم با سوزا خوراکی می خودیم و حرف میزدیم که یه دفعه این کارن مزاحم زنگ زد اوففففف😤
@الو سلام
٪سلام عشقم چطوری
@بله فرمایش
٪عه وا مگه من به تو نگفتم امشب ساعت 8 بیا خونم منتظرتم
@خب حالا
٪ و الان ساعت چنده?
@ای وای ببخشید کارن الان تاکسی می گیرم میام باش خداحافظ
٪باش منتظرم بای عزیزم (قطع کرد)
قیافه ی سالی به سوزا 😑😒😤🤨
قیافه ی سوزا به سالی 😐😁😕
+الان می خوای بری?
@خب اره چاره ی دیگه ای ندارم می دونی که اگه نرم کارن پارم میکنه😕
+اووفف باش خداحافظ
@ناراحت نمیشی برم?
+مهمه برات?
@ خب اره چرا که نه تو مهم تری بگی برو میرم بگی نرو نمیرم😊❤️
+ من نمی خوام زندگیت خراب شه پس برو
@باش پس خداحافظ عشقم شبت بخیر 🥹
+شب تو هم بخیر خوش بگذره بهتون
@ مرسی خداحافظ (رفت و در و بست)
ویو سالی @
بازم تنها شدم ای خدااااااااااااااا 🤦♀اخه واقعا کارن مهم تره? براش متاسفم سوزا کارن و به من ترجیح داد اووفف 😤
فیلمم رو نگاه کردم و خوابیدم نصف شب بیدار شدم چون یه حس بای داشتم احساس کردم کسی داخل خونه هست ترسیدم ساعت تقریبا دو سه نصف شب بود و نمی تونستم به کسی هم زنگ بزم.
دستام داشت از ترس میلرزید خلاصه تصمیم گرفتم برم پائین ببینم کیه?
قدم های آرومی برداشتم و رفتم پایین که یک دفعه از پشتم یکی دهنم رو با دستمال گرفت و بیهوش شدم و دیگه هیچی یادم نمی یاد.
پرش زمانی به صبح@
چشمم رو باز کردم دیدم تو یه اتاق خیلی شیک و با کلاس تنهایی دست و پاهام بسته و روی زمین نشستم ترسیدم و گریم گرفت که یه دفعه یه چیزی مثل سایه ی پا پشت در دیدم صدای دوتا مرد میومد خیلی ترسیدم که در باز شد و......
ادامه دارد........
- ۷۹
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط