بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ قسمت اول :
شما هر پاسخ دیگری که میدادید نیز او قانع نمیشد، چرا که نمیخواست قانع شود. بگویید که سؤالش را مشخص نماید، آیا سؤالش این است که چرا در مملکت ما آزادی کامل وجود ندارد؟ یا این است که چرا قانون حجاب وجود دارد؟ آدمی، گاه به هر علتی از پیش داوری خود را کرده و حکمش را از قبل صادر کرده است و سپس به سؤال و بحث میپردازد. در چنین حالتی او اصلاً به دنبال پاسخ قانع کننده نیست، بلکه به دنبال اثبات مدعا در قالب سؤال است. اول حکم صادر میکند که در مملکت ما آزادی کامل وجود ندارد و بعد خودش آزادی کامل را رفع قانون حجاب تعریف میکند و سپس میپرسد چرا؟
سؤال این است که مگر فقط در مورد حجاب حدودی تعریف و اجباری شده است؟ در نظام و مملکت جمهوری اسلامی ایران، خیلی از آزادیهای دیگر برخی از ممالک جهان، مثل آزادی در شرابخواری، آزادی در قمار، آزادی در تأسیس کازینو یا فاحشهخانه، آزادی در روابط جنسی، آزادی در خرید و فروش اسلحه و نیز وجود ندارد؟ پس چرا تا بحث آزادی پیش می آید، فقط موضوع حجاب را مطرح میکنند؟!
در هر حال، در خصوص این که چرا حجاب اجباری است، مطالبی درج شده است ، پس در این مختصر به چرا آزادی کامل وجود ندارد میپردازیم.
دقت شود که گاه تعریفهایی به جهان سومی ها و یا ممالک و ملتهای در حال توسعه القا و دیکته میشود که نه خود شان قبول دارند و نه عمل میکنند و گاه اصلاً قابل تحقق و اجرا هم نیست و فقط شعار و لفاظی جهت ایجاد انحراف در اذهان عمومی و حربه برای ایجاد تزلزل در نظامات و در نهایت سلطه خود بر آنان است؛ که یکی از همین لفاظیها، آزادی مطلق و یا به اصطلاح دموکراسی یا لیبرال دموکراسی میباشد.
آزادی مطلق در هیچ کجای عالم وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد، چرا که به مثابه هرج و مرج و آنارشیسم خواهد بود.
از این رو، در هر مکتب، فرهنگ و نظامی، آزادی - دموکراسی به نوعی تعریف شده است و برای آن محدودیتهایی تعیین و قید شده است که متناسب با دیدگاهها و تعریف منافع آنها میباشد. که همین قیدها، دال بر آن است که آزادی مطلق وجود ندارد و نمیتواند داشته باشد.
در دین، فرهنگ و نظام اسلامی نیز آزادی تعریفی دارد مبتنی بر جهانبینی و ایدئولوژی و شریعت الهی اسلام. و هیچ ضرورتی ندارد که الزاماً دموکراسی فقط دارای همان تعریفی باشد که آنها خود نیز قبول ندارند و به دیگران دیکته میکنند و فقط محدود به محدودیتها و قید هایی باشد که آنان قایل شدهاند. که این خود نوعی دیکتاتوری میباشد.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
شما هر پاسخ دیگری که میدادید نیز او قانع نمیشد، چرا که نمیخواست قانع شود. بگویید که سؤالش را مشخص نماید، آیا سؤالش این است که چرا در مملکت ما آزادی کامل وجود ندارد؟ یا این است که چرا قانون حجاب وجود دارد؟ آدمی، گاه به هر علتی از پیش داوری خود را کرده و حکمش را از قبل صادر کرده است و سپس به سؤال و بحث میپردازد. در چنین حالتی او اصلاً به دنبال پاسخ قانع کننده نیست، بلکه به دنبال اثبات مدعا در قالب سؤال است. اول حکم صادر میکند که در مملکت ما آزادی کامل وجود ندارد و بعد خودش آزادی کامل را رفع قانون حجاب تعریف میکند و سپس میپرسد چرا؟
سؤال این است که مگر فقط در مورد حجاب حدودی تعریف و اجباری شده است؟ در نظام و مملکت جمهوری اسلامی ایران، خیلی از آزادیهای دیگر برخی از ممالک جهان، مثل آزادی در شرابخواری، آزادی در قمار، آزادی در تأسیس کازینو یا فاحشهخانه، آزادی در روابط جنسی، آزادی در خرید و فروش اسلحه و نیز وجود ندارد؟ پس چرا تا بحث آزادی پیش می آید، فقط موضوع حجاب را مطرح میکنند؟!
در هر حال، در خصوص این که چرا حجاب اجباری است، مطالبی درج شده است ، پس در این مختصر به چرا آزادی کامل وجود ندارد میپردازیم.
دقت شود که گاه تعریفهایی به جهان سومی ها و یا ممالک و ملتهای در حال توسعه القا و دیکته میشود که نه خود شان قبول دارند و نه عمل میکنند و گاه اصلاً قابل تحقق و اجرا هم نیست و فقط شعار و لفاظی جهت ایجاد انحراف در اذهان عمومی و حربه برای ایجاد تزلزل در نظامات و در نهایت سلطه خود بر آنان است؛ که یکی از همین لفاظیها، آزادی مطلق و یا به اصطلاح دموکراسی یا لیبرال دموکراسی میباشد.
آزادی مطلق در هیچ کجای عالم وجود ندارد و نمیتواند وجود داشته باشد، چرا که به مثابه هرج و مرج و آنارشیسم خواهد بود.
از این رو، در هر مکتب، فرهنگ و نظامی، آزادی - دموکراسی به نوعی تعریف شده است و برای آن محدودیتهایی تعیین و قید شده است که متناسب با دیدگاهها و تعریف منافع آنها میباشد. که همین قیدها، دال بر آن است که آزادی مطلق وجود ندارد و نمیتواند داشته باشد.
در دین، فرهنگ و نظام اسلامی نیز آزادی تعریفی دارد مبتنی بر جهانبینی و ایدئولوژی و شریعت الهی اسلام. و هیچ ضرورتی ندارد که الزاماً دموکراسی فقط دارای همان تعریفی باشد که آنها خود نیز قبول ندارند و به دیگران دیکته میکنند و فقط محدود به محدودیتها و قید هایی باشد که آنان قایل شدهاند. که این خود نوعی دیکتاتوری میباشد.(ادامه دارد...)
- ۱.۳k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط