{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختم

سوختم

ساکت بود ناگهان فریادی زد

گفتم آهای گوشم پاره شد

گف چشمانت حقیقت را می گویند

تو دوسم داری اما من

دوست ندارمـ

برو به سلامت

حرفهایه آخرش بود زد و رفتـ

من نیز سیگار را روشن کردم و

سوختم سوختم سیگارمم بام سوخت
دیدگاه ها (۳)

پسره پست گذاشته: به ارواح جـــــدم نیستی در حـــــــــدم م...

دیروز به جرم بالا رفتن ار قلبت دستگیر شدم... بیا بهشون بگو ...

از منـ ـ پرسید: سیگار را ترک نکردے ؟؟؟ گفتم: نـهـ ـ ـ کبری...

وقتی نفهمی (▓▓▓(̅(_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅()ڪے کی سیگارت را ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

🖤 پارت ۷ | «فرار از حقیقت»چند ثانیه...هیچ‌کس حرف نزد.صدای آژ...

bts

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد پارت ۲

---پارت²همون شب، اتاق نوانوا روی تخت دراز کشیده بود و برگه ر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط