{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم توی یک فانوس دریایی باشم. نور فانوس از روی صورتم

می خواهم توی یک فانوس دریایی باشم. نور فانوس از روی صورتم بگذرد.
برود یک چرخ بزند و باز از رویم رد شود. یک اتاق کوچک، یک تخت وسط اقیانوس...

کجایی تو...؟

برف و سمفونی ابری
#پیمان_اسماعیلی🩶
دیدگاه ها (۰)

رمان تهیونگ

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

★彡   Part 17 彡★ صبح، با برخورد مستقیم نور خورشید از خواب بید...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_65با دستم هلی به کتابخونه دا...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏2●•_ویلیام جیمز موریارتی_توی ی...

شاهکاری به نام دروغ

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط