دیگه واقعا حوصله ی هیچکسیو ندارم

هیچی حس نمیکنم نمیدونم چرا اونایی که از اول میشناختنم میدونن چقدر تغییر کردم
واسه هیچی ذوق نمیکنم از مامانم واقعا چندشم میشه
خیلی رو مخه ولی بازم دوسش دارم ولی همش ازش متنفر میشم
همه چی رو مخمه
همش فکر میکنم سانزو خیانت کرده رینم میخواد بره
من استرس دارم
مامانمم همش میگه فقط وانمود میکنم خوبم ، اخه وانمود کنم به تو چه مامان جان به تو چه سرت تو زندگی خودت باشه همین الانشم اتماد به نفس ندارم تو هم همش بدترش کن هی بهم گیر بده اصلا از نظرت من قلبی دارم ، کل دیشب به همین موضوع فکر میکردم که کافیم یا نه ، از مامان متنفرم از کاراش متنفرم از اخلاقش متنفرم ولی بعضی چیزاشم دوست دارم
همش دلم میخواد زودتر برگردیم ، مامان خیلی گیر میده ، خیلی زیاد
از اینجا خوشم نمیاد همش میترسم یچیزی بشه
همه دنبال من قبلین من میتونم برش گردونم ولی دلم نمیخواد کسی دوباره بهش اسیب بزنه
رین بزار واقعیتو بهت بگم من قبل تو با ی دختر دیگه ی داستانو ادامه میدادیم دختره ازم سواستفاده کرد و رفت ، اون موقع فهمیدم خود واقعیمو بهتره قایم کنم ، enfp وجودمو با نقاب entp میپوشونم ، اینجوری کسی اذیتش نمیکنه ، من فقط دنبال ی بهونم تا ولم کنین ، مطمئنم حالم قراره بد بدشه نمیخوام اون موقع کنارم باشین


نمیدونم شاید بهتره ی چنوقت برم پیش خودم
دیدگاه ها (۸)

پارت ۷ویو سوهی*بعد از گذشت ۵ ساعت خوابیدن بیدار شدم و دیدم ک...

دینی اصلا نگرفته که الکی نمره رد کرده کصکش که...عااخیلی حس ک...

سلوووووم خیلی خیلی از دور بوستون میکنم😘میخوام خودمو معرفی کن...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

اوه واقعا راست میگه...هه واقعا حس بدیه که وقتی کسی رو دوست د...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

تکپارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده تو و جیمین داشتید فیل...

فقط یه دوست معمولی پارت2صبح زود که پاشدم یه زنگ به مینا زدم ...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط