دیگه واقعا حوصله ی هیچکسیو ندارم
هیچی حس نمیکنم نمیدونم چرا اونایی که از اول میشناختنم میدونن چقدر تغییر کردم
واسه هیچی ذوق نمیکنم از مامانم واقعا چندشم میشه
خیلی رو مخه ولی بازم دوسش دارم ولی همش ازش متنفر میشم
همه چی رو مخمه
همش فکر میکنم سانزو خیانت کرده رینم میخواد بره
من استرس دارم
مامانمم همش میگه فقط وانمود میکنم خوبم ، اخه وانمود کنم به تو چه مامان جان به تو چه سرت تو زندگی خودت باشه همین الانشم اتماد به نفس ندارم تو هم همش بدترش کن هی بهم گیر بده اصلا از نظرت من قلبی دارم ، کل دیشب به همین موضوع فکر میکردم که کافیم یا نه ، از مامان متنفرم از کاراش متنفرم از اخلاقش متنفرم ولی بعضی چیزاشم دوست دارم
همش دلم میخواد زودتر برگردیم ، مامان خیلی گیر میده ، خیلی زیاد
از اینجا خوشم نمیاد همش میترسم یچیزی بشه
همه دنبال من قبلین من میتونم برش گردونم ولی دلم نمیخواد کسی دوباره بهش اسیب بزنه
رین بزار واقعیتو بهت بگم من قبل تو با ی دختر دیگه ی داستانو ادامه میدادیم دختره ازم سواستفاده کرد و رفت ، اون موقع فهمیدم خود واقعیمو بهتره قایم کنم ، enfp وجودمو با نقاب entp میپوشونم ، اینجوری کسی اذیتش نمیکنه ، من فقط دنبال ی بهونم تا ولم کنین ، مطمئنم حالم قراره بد بدشه نمیخوام اون موقع کنارم باشین
نمیدونم شاید بهتره ی چنوقت برم پیش خودم
واسه هیچی ذوق نمیکنم از مامانم واقعا چندشم میشه
خیلی رو مخه ولی بازم دوسش دارم ولی همش ازش متنفر میشم
همه چی رو مخمه
همش فکر میکنم سانزو خیانت کرده رینم میخواد بره
من استرس دارم
مامانمم همش میگه فقط وانمود میکنم خوبم ، اخه وانمود کنم به تو چه مامان جان به تو چه سرت تو زندگی خودت باشه همین الانشم اتماد به نفس ندارم تو هم همش بدترش کن هی بهم گیر بده اصلا از نظرت من قلبی دارم ، کل دیشب به همین موضوع فکر میکردم که کافیم یا نه ، از مامان متنفرم از کاراش متنفرم از اخلاقش متنفرم ولی بعضی چیزاشم دوست دارم
همش دلم میخواد زودتر برگردیم ، مامان خیلی گیر میده ، خیلی زیاد
از اینجا خوشم نمیاد همش میترسم یچیزی بشه
همه دنبال من قبلین من میتونم برش گردونم ولی دلم نمیخواد کسی دوباره بهش اسیب بزنه
رین بزار واقعیتو بهت بگم من قبل تو با ی دختر دیگه ی داستانو ادامه میدادیم دختره ازم سواستفاده کرد و رفت ، اون موقع فهمیدم خود واقعیمو بهتره قایم کنم ، enfp وجودمو با نقاب entp میپوشونم ، اینجوری کسی اذیتش نمیکنه ، من فقط دنبال ی بهونم تا ولم کنین ، مطمئنم حالم قراره بد بدشه نمیخوام اون موقع کنارم باشین
نمیدونم شاید بهتره ی چنوقت برم پیش خودم
- ۲۳.۵k
- ۲۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط