{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایکاش که این خانه به میخانه دری داشت

ایکاش که این خانه به میخانه دری داشت
تا پیر مغان هم ، ز دل ما ، خبری داشت

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
میخواری و مستی ره و رسم دگری داشت

پیمانه نمی داد به پیمان شکنان ، باز
ساقی ، اگر از حالت مجلس ، خبری داشت

بیداد گری شیوه ی مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرس دادگری داشت

یک لحظه بر این بام بلا خیز نمی ماند
این مرغ دل افسرده ، اگر بال وپری داشت

افسوس که دست ستم از ریشه بر آورد
هر شاخ برومند که امید بری داشت

بر خیر جماعت چه سخن ها که نگفتیم
ای کاش یکی زین همه گفتن اثری داشت

ز آه دل مظلوم ، اگر رسم ستم سوخت
زآن بود که هر شعله ی آهی شرری داشت
دیدگاه ها (۱)

سلام ای عطر مریم زیر باران! دوستت دارمخودت این ابر عاشق را ب...

مزه ی سیب لبم را بار دیگر مزه کنفرض کن شیطان از اعمال...

ﺑﻮﺳﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﻭﺻﻞ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﻭ ﻟﺐﺑﻮﺳﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﺷﺐ.ﺑﻮﺳﻪ ﯾﻌﻨﯽ...

من مال توام ،مثل نگهبان نگهم داردر جیب خودت جابده،پنهان نگهم...

ایکاش که این خانه به میخانه دری داشتتا پیر مغان هم ، ز دل ما...

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت می خواری و مستی ره و رسم دگر...

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشتمی خواری و مستی ره و رسم دگری ...

🍁میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت🍁می خواری و مستی ره و رسم دگر...

« میخانه اگر ساقی صاحب‌نظری داشت »ویرانـه‌ی مـا نیــز به میخ...

دو تا چشم دو تا چشمدو تا چشم سیاه داریدو تا موی رها دارینظر ...

عاشقانه

.داد از این بی خبری آه از این دربدری خسته از این همه شعرم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط