میخواستم فراموشت کنم و باز

میخواستم فراموشت کنم و باز
لبهایت در حال بوسه
چشمهایت در حال خنده
دستانت در حال رقص
امانم را برید
تو از یادم نمیروی
مرا خلاص کن
مرا به جرم عاشق بودنت اعدام کن
دیدگاه ها (۱)

#عاشقانه#ایده_متن هرصبح طلو؏ می ڪندتمام حس خواستن تواز مشرق ...

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

The unwanted roommate

Do I love him, or do I hate him?P:⁸ویو کوک بعد از بوسه دیشب ...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

وارد فرود گاه شدن و کار هاشونو کردن رفتن توی هواپیما حالا تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط