{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا ، ناله‌ای زندانی‌ام، ایکاش آزادم کنی

خدایا ، ناله‌ای زندانی‌ام، ایکاش آزادم کنی
من سکوتی تلخ هستم، کاش فریادم کنی
شهر ِ متروکم، پر از کینه، پر از نفرت، ولی
آرزو دارم بیایی عشق آبادم کنی
آه! تقویمی پر از روزِ وفاتم، عاقبت
می‌رسد روزی بیایی غرقِ میلادم کنی
از نفس‌هایت کمی بفرست همراهِ نسیم
تا که شاید این گِلِ ناپخته را آدم کنی
من به یاد ِ تو غزل گفتم به این امید که
هر کجا هستی برای لحظه ای یادم کنی... .... .... .... ...
دیدگاه ها (۳)

ناله ای زندانی ام، ایکاش آزادم کنیمن سکوتی بی قرارم، کاش فری...

ناله ای زندانی ام، ایکاش آزادم کنی..من سکوتی بی قرارم، کاش ف...

ناله‌ای

دلم امشب به سینه زندانی استسینه امشب پر از پریشانی استهم شکس...

صبح زود، هوا هنوز خنک بود و نور کم‌رنگ خورشید تازه خودش را ب...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

صالح بیچار

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

حسین جعفری

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣5️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ چون احساس نداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط