{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناله ای زندانی ام ایکاش آزادم کنی

ناله ای زندانی ام، ایکاش آزادم کنی
من سکوتی بی قرارم، کاش فریادم کنی

شهر متروکم، پر از کینه، پر از نفرت، ولی
آرزو دارم بیایی عشق آبادم کنی

بی تو دی ماهم من ای خورشید، سردم، سرد سرد
وا کن آغوش خودت را تا که مردادم کنی

آه! تقویمی پر از روز وفاتم، عاقبت
میرسد روزی بیایی غرق میلادم کنی

از نفسهایت کمی بفرست همراه نسیم
تا که شاید این گل ناپخته را آدم کنی

من به یاد تو غزل گفتم، به این امید که
هر کجا هستی برای لحظه ای یادم کنی
دیدگاه ها (۳)

شده یک بارپیامک به خدایت بزنیناله ای از ته دل تابه نهایت بزن...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

«همه ی دنیای ما یه کوچه بود»یادمه بادبادکامون یادمه خنده ی ع...

ماشاء الله چقدرتولد داریم فروردین همه هم ماه و بامرامن نمیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط