ناله ای زندانی ام ایکاش آزادم کنی
ناله ای زندانی ام، ایکاش آزادم کنی
من سکوتی بی قرارم، کاش فریادم کنی
شهر متروکم، پر از کینه، پر از نفرت، ولی
آرزو دارم بیایی عشق آبادم کنی
بی تو دی ماهم من ای خورشید، سردم، سرد سرد
وا کن آغوش خودت را تا که مردادم کنی
آه! تقویمی پر از روز وفاتم، عاقبت
میرسد روزی بیایی غرق میلادم کنی
از نفسهایت کمی بفرست همراه نسیم
تا که شاید این گل ناپخته را آدم کنی
من به یاد تو غزل گفتم، به این امید که
هر کجا هستی برای لحظه ای یادم کنی
من سکوتی بی قرارم، کاش فریادم کنی
شهر متروکم، پر از کینه، پر از نفرت، ولی
آرزو دارم بیایی عشق آبادم کنی
بی تو دی ماهم من ای خورشید، سردم، سرد سرد
وا کن آغوش خودت را تا که مردادم کنی
آه! تقویمی پر از روز وفاتم، عاقبت
میرسد روزی بیایی غرق میلادم کنی
از نفسهایت کمی بفرست همراه نسیم
تا که شاید این گل ناپخته را آدم کنی
من به یاد تو غزل گفتم، به این امید که
هر کجا هستی برای لحظه ای یادم کنی
- ۲.۶k
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط