وقتی میخواد بره سربازی part 1
#لینو
#فیکشن
چند هفته ای میشد که لینو خبر سربازی رفتنش رو توی لایو اعلام کرده بود. ناراحت بودی چون تو و لینو تازه ۱ ماه بود نامزد کرده بودی و مدت کمی بود که باهاش بودی.
امروز کمپانی خبر رسمی ای منتشر کرد درباره سربلزی رفتن لینو گذاشته بود:« با سلام،
کمپانی JYP Entertainment به اطلاع میرساند که لینو بهمنظور انجام خدمت سربازی اجباری، فعالیتهای خود را برای مدتی متوقف خواهد کرد. از حمایت و درک صمیمانه هواداران تشکر میکنیم و برای لینو در طول این دوران، سلامتی و موفقیت آرزومندیم..»
بعد از دیدن این پیغام بغض کردی و شروع کردی به گریه کردن. تو و لینو خونه تون مشترک بود ولی اون بیشتر اوقات میرفت خوابگاه. میدونستی امروز دیر میاد خونه و تصمیم گرفتی تا میتونی گریه کنی، اما لینو تورو سرکار گذاشته بود، اون سه ساعت زود تر اومد خونه و وقتی کلید رو کشید و در رو باز کرد، صدای هق هق هات توی فضای خونه پیچیده بود.
+ هی ا.ت داری گریه میکنی؟ چرا؟!
وقتی صداش رو شنیدی با دستات اشکات رو پاک کردی و بهش نگاه کردی
* نه خوبم، گریه نکردم چشام به خاطره پیازه
+ اصلا دروغگو خوبی نیستی، بیا اینجا ببینم(دستاش رو به نشونه ی بغل کردن باز کرد)
به خاطر پیغام کمپانی گریه میکنی؟!
این حرف رو که زد بغض کردی و چشمات پر اشک شد
* مینهو من نمیخوام بری(با ناراحتی)
اتمام پارت.
#فیکشن
چند هفته ای میشد که لینو خبر سربازی رفتنش رو توی لایو اعلام کرده بود. ناراحت بودی چون تو و لینو تازه ۱ ماه بود نامزد کرده بودی و مدت کمی بود که باهاش بودی.
امروز کمپانی خبر رسمی ای منتشر کرد درباره سربلزی رفتن لینو گذاشته بود:« با سلام،
کمپانی JYP Entertainment به اطلاع میرساند که لینو بهمنظور انجام خدمت سربازی اجباری، فعالیتهای خود را برای مدتی متوقف خواهد کرد. از حمایت و درک صمیمانه هواداران تشکر میکنیم و برای لینو در طول این دوران، سلامتی و موفقیت آرزومندیم..»
بعد از دیدن این پیغام بغض کردی و شروع کردی به گریه کردن. تو و لینو خونه تون مشترک بود ولی اون بیشتر اوقات میرفت خوابگاه. میدونستی امروز دیر میاد خونه و تصمیم گرفتی تا میتونی گریه کنی، اما لینو تورو سرکار گذاشته بود، اون سه ساعت زود تر اومد خونه و وقتی کلید رو کشید و در رو باز کرد، صدای هق هق هات توی فضای خونه پیچیده بود.
+ هی ا.ت داری گریه میکنی؟ چرا؟!
وقتی صداش رو شنیدی با دستات اشکات رو پاک کردی و بهش نگاه کردی
* نه خوبم، گریه نکردم چشام به خاطره پیازه
+ اصلا دروغگو خوبی نیستی، بیا اینجا ببینم(دستاش رو به نشونه ی بغل کردن باز کرد)
به خاطر پیغام کمپانی گریه میکنی؟!
این حرف رو که زد بغض کردی و چشمات پر اشک شد
* مینهو من نمیخوام بری(با ناراحتی)
اتمام پارت.
- ۲۸.۹k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط